تا دوهفته پیش افسرده بودم خیلی میخوابیدم افکار خودکشی میومد سراغم حوصله هیچی رو نداشتم یهو تغییر کردم حالم بهتر شد خودمم نمیدونم سر چی بهتر شد حالم اون موقع حتی حوصله نداشتم از تختم پاشم گریم میگرفت حتی حال نداشتم گریه کنم!!!! الان ولی به اون شدت حالم بد نیس
همین امشب میخواستم خودمو از ساختمون ۱۲ طبقه پرت کنم پایین ولی وقتی به این فکر کردم که شوهرم ازم راحت میشه و به ارزوش میرسه امید زندگی اومد تو رگم و اومدم خونه خوراکی خوردم با چای گلاب