2821
2789
عنوان

پارسال

399 بازدید | 17 پست

یه روز بارونی داشتم از سرکار برمی گشتم خواهرم بهم زنگ زد گفت می تونی بری مدرسه دنبال ماهان (پسرش) گفتم آره میرم

خواهرم خیلی روی بچه هاش حساسه اصلا براشون سرویس نمی گیره به راننده ها اعتماد نمی کنه خودش میبره مدرسه و میره دنبالشون

اون روز نتوست به من گفت

من رفتم داخل مدرسه وارد سالن شدم

مدرسه شون دو طبقه ست

من پایین پله ها ایستادم تا وقتی از پله ها میاد پایین ببینمش نمیدونستم کلاسش کدوم هاست

یهو زنگ خورد و تعداد زیادی بچه از پله ها اومدن پایین من گیج شدم گفتم خب خودش ماهان منو می بینه میاد پیشم ولی هرچی صبر کردم خبری نشد میخواستم بیام تو حیاط گفتم نه یهو از کلاس میاد بیرون من نمی بینمش دیدم خبری نشد اومدم تو حیاط هرچی بچه ها را می دیدم ماهان رو پیدا نمی کرد وای یهو ترس تو وجودم افتاد میخواستم از مدرسه بیام بیرون می ترسیدم بیاد از کلاس بیرون بیاد تو حیاط نبینمش آخه خیلی شلوغ بود

با حالت وحشتناک رفتم تو دفتر گفتم ماهان نیست ماهان نیست اونا همش می گفتن اسم کلاسش گفتم نمیدونم می ترسیدم زنگ بزنم خواهرم

یهو معلمش تو دفتر گفت ماهان شاگرد منه نترس همینجا هاست

اونا رفتن کلاس ها و سالن و حیاط رو گشتن منم اومدم بیرون از مدرسه لحظه ای که داشتم از حیاط می دویدم به سمت بیرون احساس می کردم دارم قبض روح می شم اینقدر ترسیده بودم

یکم از مدرسه اومدم بیرون دیدم یه جا یکم آب جمع شده ماهان ایستاده داره پاهاش رو میزنه تو آب

یهو با صدای بلند گفتم ماهان بعد دویدم بغلش کردم گفتم ماهان کجایی خاله

معلمش هم اومده بیرون مدرسه گفت پیدا شد بهتون گفتم پیدا میشه من فقط گفتم به مدیر و معاون تون اطلاع بدید پیدا شده

ماهان که دید حالم بده گفت خاله نترس مامانم بهم گفته اگه نیومدم دنبالت برو دفتر بهم زنگ بزن من که خودم تنها نمی رفتم خونه

امشب خواهرم همسرش نبود گفت برو دنبال ماهان از خونه مادرشوهرم بیارش یهو یاد اون روز افتادم حالم بد شد😔

صدای قلب من چرا...غمت نمی کشد مرا...چرا هنوز ادامه داری...🖤

5 سال بود منتظر نی نی بودیم ولی خبری نبود🥺

پارسال محرم یه نی نی تو بغل مامانش دیدم که یه لباس سفید پوشیده بود با دوتا بال فرشته پشتش🥹

از مامانش آدرس فروشگاه رو پرسیدم و منم همون موقع یه لباس سقا به نیت بارداری خریدم☺️

باورت میشه امسال منم یه فرشته کوچولو دارم و میخوام ببرمش مراسم شیرخوارگان ؟😍

بیا بزن رو این لینک و لباس محرم نی نیمو ببین🥰

چ حساسه خواهرت

پسر من کلاس اوله خودش میاد خونه

دوست عزیزی که میخوای اعصاب مارو خورد کنی، باید بهت بگم که اصلا حوصله و اعصابی نداریم که خورد بشه انقد به خودت فشار نیار میترکی.

چقدرفیلم هندیش کردین

من خودم کلی استرسی هستم

همینجوری هم استرس دارم دیگه چه برسه یه اتفاقی هم بیفته

آخه خواهرم از بس رو بچه هاش حساس بوده بچه هاش بلد نیستن تنهایی جایی برن


صدای قلب من چرا...غمت نمی کشد مرا...چرا هنوز ادامه داری...🖤

چ حساسه خواهرتپسر من کلاس اوله خودش میاد خونه


عزیزم عذر میخوام

ولی شما زیادی بیخیالی

بچه ۷ ساله با چه اطمینان میزاری تنها بیاد خونه

اخه اونقدر بزرگ نیست که درک کاملی از خطر و اشتباه داشته باشه

فقط 2 روز به تولد باقی مونده !

1
5
10
15
20
25
30
35
40
چندسال ناباروری داشتیم، تجربه رفتن به طب سنتی، iui ،ivfو همچنین تجربه بارداری سخت .لکه بینی،هماتوم ،جفت سرراهی سوراخ شدن کیسه اب و استراحت مطلق و..،در اخر تجربه بزرگ کردن دوتا فسقلی نارس یک کیلو نیمی تقریبا دارم🤕😍.دوستان هرکی سوال داره در این موردها حتما و با کمال میل پاسخ میدم،فقط صلوات برای سلامتی فسقلی هام یادتون نره ،مرسی❤️💋
مسئولیت قبول نکن...


دیگه هیچ وقت نرفتم مدرسه دنبالش

امشبم که رفتم دنبالش باور کن با سرعت ۴۰ تا رانندگی میکردم از ترس


صدای قلب من چرا...غمت نمی کشد مرا...چرا هنوز ادامه داری...🖤

اون پسره و آینده براش مشکل ساز میشه این همه مراقبت

والا هرچی بهش می گیم گوش نمیده

البته خودمم اینجوریم با این تفاوت که بچه ندارم

صدای قلب من چرا...غمت نمی کشد مرا...چرا هنوز ادامه داری...🖤

2790
2823
2791
2779
2792