ولی ب نظرم در عین اینک قشنگ ترین روز زندگیم بود بدترین هم بود توی انتخاب آرایشگاه گند زدم و همچنین آرایشگاه توی انتخاب میکاپ من گند زد💁🏻♀️ و شدم زشت ترین عروس قرن خیلی گریم میگیره مسخره عام و خاص شدم احساس میکنم
حق با فریدون فرخزاد است:ﻧﻪ ﻣﺮﮒ ﺁﻧﻘﺪﺭ ﺗﺮﺳﻨﺎﮎ ﺍﺳﺖ ﻭ ﻧﻪ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﺁﻧﻘﺪﺭ ﺷﯿﺮﯾﻦ ﮐﻪ ﺍﻧﺴﺎﻥ برای این دو، ﺷﺮفش را بدهد! یک عدد کاربر قدیمی هستم🫡
نگران نباش روز عقد معمولا خیلیا از ارایششون ناراضین.من عقدم خیلی خودمونی بود کلا ده یازده نفر بودیم.خودم ارایش نمیکنم.وقتی عاقد داشت میومد یهو خواهر شوهرم گفت خیلی بی روحی کفتم نه خوبه گفت منمدرکدارم بزار ارایشت کنم ابروهامو کلفت و سیاه کرد لبامو تریاکی انگار لج داشت میخواست زشت بشم.من که پوستم روشنه و مژه و ابروهام روشن انقد سیاهی واقعا زشت بود عین زنای قاجار.هر موقع اونفیلمومیبینم از شرم گریم میگیره
او رفته...ومن مانده ام کافیست؟یا که بیشتر شرح دهم دلیل دیوانگی ام را؟
و باز یه عروسی دعوت بودیم وقت ارایشگاهم گرفته بودیم یهو گفت دیر میشه بزار تو رو منارایش کنم گفتم نه صبر میکنم خود فلانی خانمگفت منم مثل اون ارایش میکنم زور شد و باز گند زد.دوسه تا عکس داشتم تو اونمراسم انگار سکینه سه ساله ارایشم کرده پاک کردم.دیدم که چند تفر از خانواده عروس هی نگام میکردن میخندیدن بعدا تو عکسا به وخامت موضوع پی بردم
او رفته...ومن مانده ام کافیست؟یا که بیشتر شرح دهم دلیل دیوانگی ام را؟