2777
2789
عنوان

از خاطرات خنده دار عقدتون بگید

| مشاهده متن کامل بحث + 363 بازدید | 35 پست
اینکه در اتاق شوهرم قفل نداشتمادر شوهرم یه در میزد یه ثانیه هم وقت نمیداد میومد توگاهی اوقات برای ای ...

😂😂اتاق شوهر من حتی در هم ندارهههه

ولی خب خانوادش ب شدت رعایت میکنننننن وقتایی ک توی اتاقیم اصلا نمیان اونورا


حق با فریدون فرخزاد است:ﻧﻪ ﻣﺮﮒ ﺁﻧﻘﺪﺭ ﺗﺮﺳﻨﺎﮎ ﺍﺳﺖ ﻭ ﻧﻪ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﺁﻧﻘﺪﺭ ﺷﯿﺮﯾﻦ ﮐﻪ ﺍﻧﺴﺎﻥ برای این دو، ﺷﺮفش را بدهد! یک عدد کاربر قدیمی هستم🫡

برادرم نیومد

عزیزم🥺

حق با فریدون فرخزاد است:ﻧﻪ ﻣﺮﮒ ﺁﻧﻘﺪﺭ ﺗﺮﺳﻨﺎﮎ ﺍﺳﺖ ﻭ ﻧﻪ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﺁﻧﻘﺪﺭ ﺷﯿﺮﯾﻦ ﮐﻪ ﺍﻧﺴﺎﻥ برای این دو، ﺷﺮفش را بدهد! یک عدد کاربر قدیمی هستم🫡

بچه‌ها، دیروز داشتم از تعجب شاخ درمیاوردم

جاریمو دیدم، انقدر لاغر و خوشگل شده بود که اصلا نشناختمش؟!

گفتش با اپلیکیشن زیره لاغر شده ، همه چی می‌خوره ولی به اندازه ای که بهش میگه

منم سریع نصب کردم، تازه تخفیف هم داشتن شما هم همین سریع نصب کنید.

شبی ک عقد کردیم مهمونا رفتن...نامزدم بدون لباس و وسایل منو برد خونه خودشون...هر چی گفتم واسا جمع کنم ...

چقدررررر رمانتیککککککک🤩🤩🤩🤩

حق با فریدون فرخزاد است:ﻧﻪ ﻣﺮﮒ ﺁﻧﻘﺪﺭ ﺗﺮﺳﻨﺎﮎ ﺍﺳﺖ ﻭ ﻧﻪ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﺁﻧﻘﺪﺭ ﺷﯿﺮﯾﻦ ﮐﻪ ﺍﻧﺴﺎﻥ برای این دو، ﺷﺮفش را بدهد! یک عدد کاربر قدیمی هستم🫡

و باز یه عروسی دعوت بودیم وقت ارایشگاهم گرفته بودیم یهو گفت دیر میشه بزار تو رو منارایش کنم گفتم نه ...

خب تو که ی بار ازش خوردی چرا اجازه دادی دوباره اینکارو کنه؟ من اینقدر از این سالن متنفرم ک اصلا ب چشمم نمیاد با اینک عروس های دیگشو خیلی خوب درآورده

حق با فریدون فرخزاد است:ﻧﻪ ﻣﺮﮒ ﺁﻧﻘﺪﺭ ﺗﺮﺳﻨﺎﮎ ﺍﺳﺖ ﻭ ﻧﻪ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﺁﻧﻘﺪﺭ ﺷﯿﺮﯾﻦ ﮐﻪ ﺍﻧﺴﺎﻥ برای این دو، ﺷﺮفش را بدهد! یک عدد کاربر قدیمی هستم🫡

زن عموم آرایشگر بوده به مامانم میگه بیا عروسیتو پیش من از قصد مامان بیچاره مو بد درست کرده بود

دقیقا از قصد میکنن.مثلا پوست من روشن تره من اصلا برام مهمنیست زیادم حتی تشخیص نمیدم کی روشن تره.ولی خودشون سبزه هستن بعد برا من کرم پودر تیره گرفته بودن برا خودشون کرم پودر روشن .کرم رو موست هیچکدوم خوب نبود اونا سفیدیشون توچشم میزد من اونتیره شدنبهمنمیومد با مزه و ابروی روشن.منفقط یه ریمل میزنم که چشمام یکم روح بگیره بیشترش زشتم میکنه

او رفته...ومن مانده ام کافیست؟یا که بیشتر شرح دهم دلیل دیوانگی ام را؟

خب تو که ی بار ازش خوردی چرا اجازه دادی دوباره اینکارو کنه؟ من اینقدر از این سالن متنفرم ک اصلا ب چش ...

خوب خیلی بزرگتر از من بود و زبون دار هر چی گفتگ نه ۱بر میکنم نثلا مریم خانم ارایشم کنه گفت نه منم میتونم مثل همون چه فرقی داره دیر میشه زوری اومد نشست دستمو گرفت شروع کرد اگر الان بودم یه کف گرگی میزدم بهش

او رفته...ومن مانده ام کافیست؟یا که بیشتر شرح دهم دلیل دیوانگی ام را؟

دقیقا از قصد میکنن.مثلا پوست من روشن تره من اصلا برام مهمنیست زیادم حتی تشخیص نمیدم کی روشن تره.ولی ...

عجب آدمایی هستن

نه حرف عقل بزن با کسی نه لافِ جنون ؛که هرکجا که خبری  هست ادعایی نیست ...
وایییی خدا مثل ارایشگر منببین من سفیدم برنزم کرد ی رز چرت زددددد افتضاححححححح بهش گفتم دست ب ابروهام ...

وای ابروهای منو بگو کلی ابرو داشتم زوری بردن یه ارایشگاه کرد یه نخ انموقل ارایشگرا تا اخر نمیزاشتن نگاه کنی اخر نشون میدادن که یه پا گذاشتنایندر یوی اونور و قشنگریدن.همسرم میگفت میرم شکایت میکنم.سه بار از اینخانم خوردم.ولی بعد چند سال یه تیکه گنده بهش گفتم

او رفته...ومن مانده ام کافیست؟یا که بیشتر شرح دهم دلیل دیوانگی ام را؟

خوب خیلی بزرگتر از من بود و زبون دار هر چی گفتگ نه ۱بر میکنم نثلا مریم خانم ارایشم کنه گفت نه منم می ...

حالا من ی بار رفتم پیش خواهر شوهرم از من چندسال کوچیک تره

😂😐خدایی خوب آرایشم کرد

حق با فریدون فرخزاد است:ﻧﻪ ﻣﺮﮒ ﺁﻧﻘﺪﺭ ﺗﺮﺳﻨﺎﮎ ﺍﺳﺖ ﻭ ﻧﻪ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﺁﻧﻘﺪﺭ ﺷﯿﺮﯾﻦ ﮐﻪ ﺍﻧﺴﺎﻥ برای این دو، ﺷﺮفش را بدهد! یک عدد کاربر قدیمی هستم🫡

وای ابروهای منو بگو کلی ابرو داشتم زوری بردن یه ارایشگاه کرد یه نخ انموقل ارایشگرا تا اخر نمیزاشتن ن ...

وایی😭😭😭😭خدا منم دقیقا

زنیکه هرچی گفتم بزار نظر بدم ببینم گفت ن نزاشت خیلی تر زد خدا لعنتش کنه

حق با فریدون فرخزاد است:ﻧﻪ ﻣﺮﮒ ﺁﻧﻘﺪﺭ ﺗﺮﺳﻨﺎﮎ ﺍﺳﺖ ﻭ ﻧﻪ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﺁﻧﻘﺪﺭ ﺷﯿﺮﯾﻦ ﮐﻪ ﺍﻧﺴﺎﻥ برای این دو، ﺷﺮفش را بدهد! یک عدد کاربر قدیمی هستم🫡

وایی😭😭😭😭خدا منم دقیقا زنیکه هرچی گفتم بزار نظر بدم ببینم گفت ن نزاشت خیلی تر زد خدا لعنتش کنه

من چون تیغ زده بود یا هر چی یه دو تا نقطه ت ابروهام انگار کچلن.

او رفته...ومن مانده ام کافیست؟یا که بیشتر شرح دهم دلیل دیوانگی ام را؟

وایی😭😭😭😭خدا منم دقیقا زنیکه هرچی گفتم بزار نظر بدم ببینم گفت ن نزاشت خیلی تر زد خدا لعنتش کنه

وای اصلا جرات نداشتم برم خونه .مامانم خیلی رو زیبایی بچه هاش حساسه😂دفعه بعد میخواستمبرمتا دم در التماس میکرد تو رو خدا دیگه نری ارایشگاه

او رفته...ومن مانده ام کافیست؟یا که بیشتر شرح دهم دلیل دیوانگی ام را؟

من چون تیغ زده بود یا هر چی یه دو تا نقطه ت ابروهام انگار کچلن.

ولی قبول داری تجربه شد؟ الان ی وسواس شدیدی گرفتم برای عروسی خیلی مونده ها ولی از الان هی دنبال سالن خوبم

حق با فریدون فرخزاد است:ﻧﻪ ﻣﺮﮒ ﺁﻧﻘﺪﺭ ﺗﺮﺳﻨﺎﮎ ﺍﺳﺖ ﻭ ﻧﻪ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﺁﻧﻘﺪﺭ ﺷﯿﺮﯾﻦ ﮐﻪ ﺍﻧﺴﺎﻥ برای این دو، ﺷﺮفش را بدهد! یک عدد کاربر قدیمی هستم🫡

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792