سه سال پیش خیانت کرده بود فهمیدم دیگه تکرار نکرد ولی من هرسری بخاطر اینکه خیالم راحت بشه ازش میپرسیدم، این سری بهش زنگ زدم در حال مکالمه بود، ازش پرسیدم گفت دوستمه ولی من شک کردم رفتم نگاه کردم چیزی ندیدم، نگو همه ی تماسهایی که میگیره یکجا جمع میشه، مثل گوشی من دونه دونه ثبت نمیشه، حالا از اونموقع عصبانی شده تو منو کنترل میکنی، رمز گوشیشو عوض کرد گفت دیگه خیالت راحت باشه از این به بعد خیانت میکنم، الان ده روز هست دعوا داریم، گفتم باشه دیگه ازت نمیپرسم گفت دیگه مهم نیست بپرسی یانه، چون من میکنم از این به بعد... حالا امشب مثلا آشتی بودیم رمزشو ازش پرسیدم به زور گفت ولی بازم دعوامون گرفت گفت فردا تکلیفتو مشخص میکنم، چیکار کنم الان؟ بچه هام خوابن بهشون نگاه میکنم جیگرم کباب میشه 😭میدونم فردا قراره به خانوادش بگه که منو نمیخواد.... من فقط بچه هامو میخوام😭خیلی حالم بده، کمکم کنین
اسمم مطلق نیست... کاش میتونستم عوضش کنم! اسمم مژده هست🙂
وا دست پیش گرفته پس نیوفته ولش کن بگو من از هیچی نمیترسم ادا در نیار بزار بره استرس نداشته باش نمیگم دعوا راه بنداز ولی از موضع خودت کوتاه نیا که سوارت میشه