شخصی تعریف میکرد که وقتی که به شهر هامبورگ آلمان رفتیم، همکلاسی های دانشگاهمان ما را
به رستورانی بردند.
زوج جوانی داشتند غذا میل میکردند که فقط دو بشقاب و دو عدد نوشیدنی روی میزشان بود.
تعجب کردم که آیا چنین غذایی میتواند برای یک دیدار رمانتیک مناسب باشد.
در میز دیگر چند خانم مسن نشسته بودند و پیشخدمت غذا به مقدار کمی برای آنها آورد و آنها سعی میکردند که هیچ غذایی باقی نگذراند.
از آنجایی که ما گرسنه بودیم همکلاسیهایمان مقدار زیادی غذا سفارش دادند بطوریکه بعداز سیر شدن یک سوم غذا هنوز روی میز بود.
در حالی که در صدد ترک رستوران بودیم خانمهای پیر به انگلیسی با ما صحبت میکردند و متوجه شدیم
که از تلف کردن غذای زیاد ناراحت بودند.
دوستمان گفت: ما پول غذا را میدهیم و دیگر چه اهمیتی دارد که چرا غذای اضافی مانده است.
خانم پیر سپس موبایلش را برداشت و زنگ زد و شخصی با یونیفورم از سازمان امنیت اجتماعی وارد شد.
بعد از اینکه موضوع را فهمید؛ 50 یورو جریمه شدیم.
افسر به ما گفت: آن مقدار که میتوانی مصرف بکنی را باید سفارش بدهی، پول مال تو است ولی منابع مملکت
متعلق به جامعه است.
بله این است تفاوت و حال میفهمم
که چرا آلمان صنعتی ترین و
پیشرفته ترین کشور قاره اروپاست!