دارم میمیرم همیشه دستم بود انگشترم هیچوقت نیوفتاد همینکه رفتم عروسی افتاد برای اولین بار مثلا رفتم عروسی همسرم تازه عقد کردم آبروم رفت همه دنبال طلام انقدم مواظبش بودم همش دستم بهش بود که نیوفته تا آخر افتاد بزرگ بود مثلا طلای عروسیم بود😭😭😭😭😭دارم میمیرم شوهرم اصن انقد اعصابش خورده خودم ک نهار خورده بودم. شامم نخوردم این گم شد😭💔
درکت میکنم چندماه یه لنگه گوشواره دخترم رو گم کردیم . ۱گرم بود . همش یادش میوفتم حرص میخورم. کاش از کارکنان اونجا میسپردی نظافت کردنی پیدا کردن بهت زنگ بزنن. یبار منم طلا گم کردمتو تالار خیلی ناراحت بودم خدمه اونجا پیدا کرده بود بهم داد.
😔من از این خجالت میکشم که اولین عروسی بود میرفتم باهاشون و همین اولین بار گم کردم طلا رو
حست رو درک میکنم خیلی بد و افتضاحه من حامله بودم رفته بودیم پارک انگشتر عقدم به دستم تنگ شده بود همیسه باهاش بازی بازی میکردم که دستمو اذیت نکنه نشسته بودیم رو سبزه ها تخمه میخوردیم حواسم نبود اصلا نمیدونم چه وقت از دستم درش آوردم و کجا گذاشتم یهو گفتم عه انگشترم کو ، مادر شوهر ساده ام پاشد بلند گفت انگشتر گم شده بغل دستیامون جوون بودن تا اینو شنیدن پاشدن اونا هم گشتن هی بگرد هیچی به هیچی ولی من شکم به همون جوونا رفت که برش داشتن و ندادن تقصیر مادرشوهرم شد چون عمومی کرد همه گشتن درحالی که اگه خودم میگشتم شاید پیدا میشد البته این مال ۱۱ سال پیشه