من امشب رفتم یع پسر ببینم گفت بیا داخل تا اماده بشم منم اومدم تو خونه شونوبه من نشون داد متاسفانه منو ببخشید از هم لب گرفتیم واینکه بغل کردیم و دراز کشیدیم همین الان برای بار اول خیلی حس گناه دارم چرا این طوری کردم کمکم کنید بدون سرزنش
کاربری دست چند نفره به خدا کمبود شماره بود ؛ هر فردم شعور اینو داره که تو تاپیکای مخصوص به سنش شرکت کنه❤️دهان شما خروجی افکار شماست وقتی باز میشود سریعترین راه برای درک شخصیتتان دراختیار مخاطب قرار میگیرد مواظب ویترین شعورتان باشید،تا افکار و وجودتان خریدارهای بیشتر داشته باشد!
💔 تو اعتماد آخرم واسه عشق یه آدم بودی زدم قید همه چیزو از اون لحظه که با من بودی یه دنیا رو حریف بودم اگه فقط کنارم بودی تو جنگی رو شروع کردی که از قبل به تو باخته بودم تموم رویامو آجر به آجر با تو ساخته بودم خیال کردم که با قلبم درست تورو شناخته بودم💔😅