مادرش زوری زنش داد واسه همون بی توجهی بد اخلاق خیلی کم خوب بودیم سرد بود منو هفته ای یکبار میدید اونم با من حرف نمیزد با خانوادم حرف میزد به زور هیچ جا نمیومد بیرون کم میرفتیم خودشیفته بود زنگ نمیرد بهم اولویتش نبودم آخرشم جدا شدیم حتی تلاشم نکرد الان حالم اصلا خوب نیست با وجود این کاراش من همه کار براش کردم همه کار گریه میکنم همش ناراحتم افسرده ام ...دل شکسته ام چون اون اولین پسر زندگیم بود