درنبود تو دنیای رنگین من سفید و سیاه شد هرزمان جایی گیر کردم رو به اسمان گفتم خدایا چی میشد بابام پیشم بود هرزمان دلم گرفتم گفتم چی میشد بابام بغلم میکردم برات کلیی نامه نوشتم باباجان
از کدام دلتنگیم بگم از دستان خسته ات یا از چشمان زیبایت
چشم سیاه من تو تنها پدرم نیستی تو نشانگر اینده می
دوستت دارم حتی از دور
میشه صلواتی نثار بابام کنین 🙂