📚📚 مشق زندگی از دیل هاربیسون کارنگی 📚📚(
●●● (( دیل هاربیسون کارنگی DALE HARBISON CARNEGIE )) که نویسنده و سخنران آمریکایی بودش که درس هایی و مشق هایی راجع موضوعات و محتویات پیشرفت شخصی و پرسونالیتی و فروشندگی و بازاریابی و سخنرانی اجتماعی بیان میکرد که در کتابهای دانشگاهی روانشناسی تخصصی تدریس میشن که یکی از قسمتی از کتابش بعنوان پیشنهاد محشری هست بنام (( آیین زندگی )) میاد کلی داستان تعریف میکنه و کلی تفسیرات و توضیحات استراتژیک داستان سرایی و سناریویی میگه که ازش کلی میشه یادگرفت و ایفورمیشن گرفت این داستانی هست با تیتری بنام (( اجازه ندهید کرمهای نگرانی شما را از پا دربیارن )) که میگه ما تو زندگیمون با حوادث و وقایع غیرقابل پیشبینی و اتفاقات ناخوشایند وحشتناک که ریلیتی هستن مثل سیل و زلزله و سونامی و بیماری و اتیشسوزی و تصادفات رانندگی و شکست عشقی و طلاق و الاخونی والاخونی و دنگ و فنگ و ورشکستگی ووووو •••••• پیشفرض و دیفالت با پیشاهنگی و پیشتازی و جنگجویی با گرزی و سپری و شمشیر و گاردی پولادین خودمون رو نجات میدیم و امنیتمون رو سفت و چفت میچسبیم و نمیلغزیم و نمیلرزیم و نمیگرخیم و مدیریت و نظارت میکنیمشون اما همین کاراکتر پهلون و قهرمان و شوالیه و شهسواری که از خودمون ساختیم ممکنه با مضیقه و مشقت و فلاکت و نکبت هایی که توی وجودمون هستش و با جزئیات و دیتیلی که تحلیل و آنالیز و مانیتورینگ و ارزیابیشون میکنیم و نمیتونیم براشون کروکی و پرسپکتیویی بکشیم و نسخه بپیچیم و میتونیم اونقدر اورتینکینگ و نشخوار میگیریم که از پادربیاییم مثل درختی که در ایالت کلرادوی آمریکا USA بوده که سن درخت 4️⃣0️⃣0️⃣ چهارصد سال بوده و میگن اونو کریستوفر کلمبوس یا کريستف کلمب کاشتش رو بعهده داشته و میکارتش و این درخت در طول چهارصد سال 1️⃣4️⃣ چهارده دفعه بهش ساعقه و رعدوبرق بهش اصابت میکنه و بهمن ریزش برف و کولاک سرازیر میشه و طوفان های وحشتناک میوزدیده ووووو •••••• توی هر موقعیتی استیبیلیتی و تثبیت خودش رو حفظ میکرده و نگهمیداشته و بیدی نبوده که با این بادها بلرزه و شکستی نمیخورده و اما شوربختانه و متاسفانه بعدها یکسری کرم و لارو یا نوزاد حشراتی مغز و ساقه و تنه مثل زیگیل و کنه میچسبن و این درخت رو میخورن و میجوینش و سوراخ سوراخ تمام این درخت رو نابودش میکنن و درخت EXPIRE اکسپایر میشه و میمیره و خشکیده و پوسیده میشه پس ما انسانها و ادمیزاد باید ازش مشق و دیکته یادداشت کنیم که با استیصال و تشویش گرفتن و قشقرق و شورش و اغتشاش و رعشه گرفتن با مرور و یادآوری و بازپردازی و تجسس و جستجو کاراگاه گجتی و شرلوک هولمزی توی دادگستری و کلانتری ذهنی توی مغزمون و خاطرات و مموری که برای ششصد سال پیش هست فقط روانمون رو میخراشیم و میتراشیم و رنده رنده میکنیم و مثل یک دستگاه دریل و سوراخ کن و پرچ کن و دارکوب داریم مغزمون رو سوراخ سوراخ و مثل ابگوشت تیلیتش و مخدوشش میکنیم بیایم مشق و دیکته یادبگیریم که پشتیبان و سرپرست و پرستار خودمون باشیم و با مسائل بی اهمیت و پیش پا افتاده شیره جون خودمون رو نکشیم و خودمون رو دورازجونتون نکشیم که یاتاقان بزنیم و گیریپاژ کنیم و مستهلک بشیم !!!! ●●●