بچه ها دلم خیلی گرفته خیلی
دراز کشیدم بی حال و بی روح، تنهای تنها. تی وی همینجور از عصر روشن مونده و الان داره صدای روضه پخش میکنه نمدونم امشب فکر کنم شب شهادته.
حالم بده. خسته شدم از انتظار از نشدن ها از جواب نگرفتن ها. دو سال و خرده ایه اقدامم و نمیشه بی دلیل و بی مشکل. دو سال و خرده ایه هی همه حامله میشن و بچه هاشون بدنیا میاد، شیرشون میدن، بغلشون میگیرن، قربون صدقشون میرن، من همینجور نگاه میکنم و حسرت میخورم.
سرکار رفتم، کلاس های مختلف رفتم، درسمو ادامه دادم. ولی بیشتریاشو نصفه کاره رها کردم. روحیه م داغونه. پامیشم واسه خودم میرقصم اهنگای شاد گوش میدم بازار میرم ورزش میکنم ولی نهایتا یکی دو ساعت حالم خوبه. باز دوباره حالم بد میشه.
به زور از رختخواب جدا میشم.
الان یه تاپیک دیدم ازمایش مثبت بارداریشو گذاشته بود تو ماه اول باردار شده بود. دلم بیشتر گرفت که چرا من نه؟
خیلی حالم بده...
خواهرشوهر و خواهرمم همزمان باهم حامله ان و جلو چشمم...
هعییی🍂