2777
2789
عنوان

تلخینه 1

241 بازدید | 7 پست

س: میگم نقدی !روزی  چندین ساعت و دقیقه  و ثانیه را در مجازی میچرخی و  عمر گرانمایه سپری می کنی ؟

ن : مگه تایمر میذارم که بدونم ، بگی نگی  نهایت  2 یا 3 ساعت!

س : اونوقت توی 3 ساعتچه عمل پر باری  انجام میدی  ؟ چه احساساتی رو میگیری ؟ چقد عالم یا دانا میشی اونوقت ؟

ن: عالم مگه نبودم ؟ من بیشتر برای اوقات فراغت و رفع خستگی میام و غنی سازی ددی آباد  و در پی  خوشحال کردن اهالی آبادی ام .

س: بر منکرش لعنت شما عالم و آگاهی . منظورم عالم تر و داناتر  شدن بود .

ن : آره من از دوره طفولیت همه چیز دان بودم ،اصلا اینجوری خلق شدم و ارث بردم عالمیت رو .  

س :برای اهالی ددی آباد چه خدمات و صدماتی تا الان  بارآوردی ؟

ن  : صدمات چیه ؟ من هماره  منشاء خدمات و برکات اهالی بودم. با تاپیکهای پر بار و الماس گون ،  همواره زبانزد خاصان و عامان جامعه مجازی بودم  و هستم و خواهم بود .

س : خیرش رو از خدا بگیری ایشاا..  خوش بر احوال شما عالمان .

 با این حجم غنا و صفا  که بر فضای مجازی ارزانی داشتی  شک نکن که خدا یک جای مصفا وپراز  متکا برات در جوار حوریان کنار گذاشته باشه . ( ان الله یحب المحسنین )

ن : ولی باور کنید من هرگز دنبال شهرت و این صحبت ها نبودم فقط برای خشنودی دل اهالی کوشیدم .  ولی خداوند هم همیشه برام جبران کرده این شادی پراکنی  و علم آموزی ها رو  ... .!

س :خوش بر احوالات ددی که چنین پسرکان  صالح و عالمی را تحویل  جامعه ددی آباد نموده احتمالا فرشتگان الهی هم  برای این خدمات بینظیرش الان دارن قبرش را نور باران میکنند!

ن : از خود تعریف نکرده باشم ولی الحق و و الانصاف اگه من نبودم درو ازه  ددی آباد تا الان صدها بارتخته شده بود . من همواره  نام و یاد  ددی آباد را در خاطره ها و اذهان  ماندگار کردم .

س :آفرین ،صد آفرین ، هزار و پونصد آفرین ، حرفت نشد نمونه ، بارون چکید تو خونه .

ن: ننه غیر از آفرین هم  رو غلط خوندی که ! من این شعر رو  بیش از هزاران بار خوندم براتون  !!




انسانم آرزوست

س : چکار کنم ننه !!! من مثل تو که سواد حسابی ندارم ! در حد خواندن فقط بلدم فقد .

ن : ننه جان مگه انتگرال و مشتق میخوای بگیری ؟!! قربون اون سواد کمت ! این فقط یک جمله ساده هست! ا کابر و دانشگاه نمیخواد که !

سروی : وای با نام اکابر و دانشگاه داغ دلم رو تازه کردی که پسر ! مرا یاد مفاسر و مکاتب قدیم انداختی . کتاب هاشون رو با حسرت و حیرت ورق میزدم و کلماتش رو تماشا میکردم و دلم لک میزد برای رو خوانی کردن و فهمیدنشون .

ن : نقدی رو ببخش ننه ، غصه دارت کردم . عوضش پسرهای عالم و باسواد تحویل ددی آباد کردی اونهم نه یکی نه دو تا بلکه دهها عالم و نادم که همه مایه مباهات ددی آباد شدن . این رسالت و افتخار بزرگ از آن توست ننه سروی سرت بالا باشه همیشه .

س: نه پسرم من الان احساس شرم کردم . چون همه مشق نوشتن های شما با ددی خدا بیامرز بود . من فقط تشویقش میکردم زودتر مشقاتون رو بنویسه تا کسی نیاد ببینه .

س :راستی برای داداشای مفقودالاثرت تونستی کاری انجام بدی ؟ نشونه و آثاری ؟ ای کاش حد اقل خبری از مرده یا زنده بودنشون پیدا میکردی ؟

نقدی : ننه شنیدی میگن آدم خوابیده رو میشه بیدار کرد ولی آدم خواب زده رو نمیشه . دقیقا داستان ایناست اونا خودشون رو گم و گور کردن و محاله کسی بتونه پیداشون کنه .

س : خدا براه اولیاء هدایتشون کنه ایشاا... نا اهلان هر کدوم یک داغ جگر سوز گذاشتن روی دل خاکسترم  و رفتن . میگن داغ پسر بدترین داغ دنیاست و من اینو دهها بار چشیدم تماما . میدونی چی میگم ؟نه کجا باید تو بدونی ؟!!

ن: آره میدونم چون منهم مثل خودت داغشون رو بدوش کشیدم . میگن بدترین داغ اول داغ  فرزنده ولی از اون بدتر داغ برادر و من هم  این بدترین رو چشیدم .

ن : اگه جای ددی بودم بهت دهها مدال استقامت میدادم ننه به روح ددی راست میگم .

س : میدونی نقدی دلم برای مظلومیتشون کباب میشه تو نمیدونی چقده خودم رو سرزنش میکنم بابت گرفتاری و گم شدنشون !! احساس گناه دارم و خودم رو مقصرو جفا کار میدونم . کاش حداقل یکبار میدیدمشون و یقشون رو جر می دادم تا بلکه از سر تقصیراتم میگذشتن و منو میبخشیدن . تو چی ؟ تو منو بخشیدی!

ن : وای این چه حرفیه ننه ؟!!به روح ددی یکبار دیگه ینجور بگی خودم رو همینجا وسط اهالی حلق آویز می کنم . اصلا کی گفته تو تنها مقصر و گناهکار بودی ؟ مگه نباید هر کس مسئولیت رفتار و افکارش رو داشته باشه و درستش کنه ؟ چرا خودتو سرزنش میکنی ؟

س : نقدی من میدونم اینا بجای حل کردن مشکل فرار رو بر قرار ترجیح دادن و این بدترین کار بود ولی تو چرا کمکشون نکردی ؟

ن: من مثلا چه کمکی میکردم ؟ من که از همه زخمی تر بودم بی انصاف .

س: کمک که نمیتونستی  لا اقل زخمشون رو انگولک نمیکردی بی انصاف !

  بگذریم . امیدوارم هر چه زودتر خبری یا اثری  ازشون برسه وکل اهالی  را از نگرانی در بیاره .

انسانم آرزوست

س: میگم نقدی شنیدی اینروزا دزدی و قاپیدن مجازی هم زیاد شده .

ن : دزدی چی؟ کیف قاپی مجازی منظورته ؟

س : نه بابا . مگه مجازی هم کیف قاپی میشه ؟

ن: آره دیگه . کیف پول مجازی آدمها رو هک میکنن و بعد خالیش میکنن به کیف خودشون .

س :وای خدای من ! به حق چیزهای نشنیده و ندیده ! نه بابا دزدی اعضا و جوارح رو منظورمه .

ن : اعضاء و جوارح رو اونوقت چجوری میقاپن ؟

س : مثلا یک مشت دلربا میشینن توی مجازی و مرتب سر راه زن و دختر مردم شعر و ترانه میزیزن تا با اراجیف عشقولانه دل هاشون رو بدزدن و بگیرن توی مشت خودشون اونوقت هر بلایی خواستن سرشون میارن و اسمش رو میگن عشقولانه ، با اینکار اون زن و دختر رو تا ابد به فنا میدن .البته بر عکسش هم هستا زنای با شوهر و بی شوهر کلاه مردان دیگه رو بر می دارن و مرد ساده لوح هم دلش رو دو دستی میزاره توی اختیارش و تا هر وقت میلشون کشید باهاش بازی میکن.

ن : وای خدای من ! چه آدمهای لجن و بیماری هستن ! غم انگیزه و گناه نابخشودنیست به نظرم .

س : تو از اینا تا حالا دیدی ؟

ن : " وای بخدا پناه میبرم از شر شیطان رانده شده "

س : آفرین بهت . الحق که صالحی از صالحان ددی آباد بودی ! روحت شاد ددی با چنین پسرکان ناصالح .

ن : البته ننه یه چیز میگم بین خودمون باشه ها ! چند تا از این سارقا تا حالا دنبالم افتادم ولی من مگه دم میدم به تله شون . دم هم بدم محاله دل بهشون بسپارم .

س : آره خلاصه همه در معرض خطر و سقوطیم پسر . فقط با خدا میشه از این خطرات جان به سلامت برد . قبول داری ؟

ن :اصلا یک چیزی برام عجیبه ننه . نمیدونم دعای ددی خدا بیامرز بوده یا امن یجیب های تو باعث شده خدا ما رو زیر چترش بگیره و حفاظت کنه . من یقین دارم داداشا هم بزودی پیدا میشن و دوباره به ددی آباد رونق و صفا میارن .

س: الهی که خدای مهربان این دعاهای گهر بارت رو مستجاب کنه و برادرات رو خیلی زود به ددی آباد برسونه و همه ما رو در چتر خودش از خطر سارقان مادی و معنوی محفوظ بدارد انشاا...

به امید آنروز

انسانم آرزوست

دخترا یه تجربه خوب بگم. 😊

من و همسرم سر خرید فرش کلی اختلاف داشتیم تا اینکه یه فروشگاه پیدا کردیم که فرش‌ها رو با پرو مجازی داخل خونه خودمون نشون می‌داد.

از اون بهتر اینکه خرید اقساطی با اسنپ‌پی و دیجی‌پی هم داشت و خیلی راحت سفارش دادیم.

بیشتر از 400 مدل فرش مینیمال و لوکس دارن.

اسم اون فروشگاه فرش زانیس هست.

🔗 اینجا کلیک کن تا مدل‌هاش رو ببینی.

هوووی پسر،اونجایی تو ؟ جواب نده دیگه !!!

ای خداوندگار یکتا و بی همتا از تو میخوام به حق این زمان و مکان مقدس مجازی ، همه دوستان ، برادران و خواهران مجازی و همچنین جمیع پسرکان اهل یا نا اهل مرا هم شفای عاجل عنایت فرمایی یا اگر قابلیت شفاعت ندارند در افق خود محو نموده تا مایه عبرت برای گذشتگان و آینده گان شوند ، و بدینوسیله از قیل و قالاتشان هر روز کاسته و بر آرامش و آسایش مجازیان افزون شود تا شاید تخفیف مجازاتی خورده و روحشان را از نار رهانده و بر بار بنشانند انشاا....... . آمین یا ارحم الراحمین

آهای ، پسرک دانا ، تو از نالیدن و سرودن بی وقفه به تنگ نیامدی دیگه ؟!! نکنه فکر کردی ساکنان مجازی برات الان دست بلند کرده و هورا می کشند ؟!!! یا که برای شاعر شدنت چهچه و بهبه کرده و نوشابه برایت میگشایند ؟ خیر بدان وآگاه باش که از این خبرها نیس پسر جون ، ولی شاید برات قهقه کرده و بگن وای !!اون بد بخت جگر سوخته رو ببینید !! بیچاره فلک زده دیوونه شده ها !!!

منکه به تنگ اومدم  از بس" امن یجیب المضطر اذا.... " خوندم و هیچ شفاعت و فراغتی بر شما در بند شدگان نازل نشد !!!!
گویی کار شما از ورد و نذورات گذشته باشه !! چون با دست و پای خودتون و کاملا عامدانه دارین به مرز جنون میتازید و این بسی دردناک وغم انگیزه !!!!

کمی ترمز کن پسر ! ایست کن تا جلوی عقب ماندگیها و ساقط شدنهای بیشتر رو سد کنی .

خدایا مرا راهنما باش! خاک کدامین مکان و زمان رو باید بریزم بر سر مبارک !

آیا برای خودم باید مرهم بگذارم !!!

یا برای نا اهلان بدتر ازخودم نگرانی و دلشوره بگیرم ؟ اصلا جبران اینهمه عقب افتادگی از کاروزندگی بردوش کیه ؟ پاسخ تو رو کی میده خدا جون  ؟  

به اندازه دهها سال اززندگی جا موندم خدایا کاش حد اقل مهلت جبران عنایت کنی بهمون !!!

فقط من در شگفت و عجب خشکم زده !! تو و امثالهم چی دیدین توی این مار مخوف وتاریک که چنین در حیرت و سرگردانی بسرمیبرین ؟!! نکنه چال سیاه او را با سیاه چاله های کهکشان راه شیری اشتباه گرفته باشین ؟ ها؟!!!

چنان سرِ خود را در سیاهی فرو برده ای و در بی خبری غرق شدی که گویی گنج نایابی رو در ته این چاه یافته باشی و از چشمت دور نکنی که مبادا سارقان برسن و ازت بقاپن ؟ نه بابای من به جان عزیزت هیچ خبری در هیچ کجا نیس !!!

یک مشت نا اهل تر و اَلدنگ تر از خود ت هم دورت جمع شدن تا تماشا کنن که تو کی قراره خوشبختی رو کیلو کیلو از چاه بیرون می کشی ؟ نکنه تو  همه را تنهایی سر بکشی و سر اونا بی کلاه بمونه ؟!!!!

لذا عمر گرانمایه رو در تفحص و تجسس نقدی به سر برده و او هم در تجسس  و تفحص از آمد و شدنهای ملموس و مشکوک این چال مخوف عمر گرانسنگ  خود را به خاکستر تبدیل میکند .

بدان و آگاه باش که ته اون چاه تار و سیاه چیزی جز یه اژدها ی کمین کرده نیس ، منتظره تا یک نادانی پاش بلغزیده و در جا ببلعدش و دل خود را از عزای گرسنگی رها سازد . همین و بس !!

همه مجازیان هم در شگفتند که شما نااهلان پس چراسوزن خود را از این سیاه چال بیرون نمیکشید و رنج و عذاب را برای جان عزیزتان هر روز بیشتر میخرید ؟!!!خودتو ن در عجب نیستید آیا ؟!! ای خاک به گور اون دشمنی بریزم که شما را در طلسم و جادو گرفتار کرده .

منهم هیچ نسخه سریع الاثری ندارم که معجزه کنه اما خوب میدانم که راه رهایی فقط درخواستن و اراده کردن خودمان هست و دو گام بیشتر ندارد خواستن و رها کردن

و برای این دو گام نیاز به ابزار هست . صبر و سکوت مرهم بر تمام نا ملایمات و نافرجامیهای روزگارند . فقط کافیست بخواهی وآستین شکیبایی و رهایی را بالا بزنی . قوی بودن به رها کردنه ...

پس عقل را قاضی کن و کنترل کن رفتار و احساساتت رو !اینهمه برون ریزی کردی حالا هم کمی دندون روی جگر بزار خووو !

تا رهایی گامی نمانده ! اینهمه مسیر را وقتی آمدی . باقی راه را چرا نتوانی ؟!! میتوانی . من ایمان دارم .

"ای خدای بزرگ و مهربان بتو پناه میاورم و از تو برای اراده و عمل یاری میطلبم .

منت خدای را که ما را برای چنین آزمون سخت اما پر بها بر گزید و یاریمان میکند. او در کنار ما ایستاده و در مواقع سخت دستمان را میگیرد . پس از چه رو نگران باشیم ؟ !!!!

" يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اسْتَعِينُوا بِالصَّبْرِ وَ الصَّلاةِ إِنَّ اللَّهَ مَعَ الصَّابِرِينَ‌"

اى كسانى كه ايمان آورده‌ايد! (در برابر حوادث سخت زندگى) از صبر و نماز كمك بگيريد، همانا خداوند با صابران است. .
ناپلئون هیل : "هر گرفتاری و مصیبتی، بذر منفعتی همسان یا بزرگ تر از خود را به همراه دارد"

پ . ن:  با صبوری  هر روز بزرگتر و زیباتر خواهی شد همان طور که نسبت به گذشته خود درخشانتر  و صیقلی  شده ای  . ما قراره آرامش واقعی را  تجربه کنیم  ، پس  فراموش نکنیم  که این فقط یک مسیر هست و باید به سلامت  از آن بگذریم من به این باور دارم و صبوری میکنم تا مسیر تموم بشه .وقتی رد شدی و دووم آوردی تو قادر به لمس زیبایی ها ی بیشتر  و اصیلتری خواهی شد و شاید اوج  آنها را هم  تجربه کنی  .  فقط  لطفا گیر نکن و مسیر را با هدف اشتباه  نگیر،  باور کن  ما میتوانیم  و لایق آن هستیم  .


والسلام دیگه نمیاااااااااام / غرق شدم در کلافم 


انسانم آرزوست

میگم خدا جون با اینهمه عرش و فرش گسترده که به بنده هات ارزانی فرمودی ای کاش

در این کهکشان بی انتهای مجازی ات هم یک سوراخ امن و گرم به بنده صغیر و حقیرت عنایت میفرمودی تا دور از چشم دشمنان نادان حد اقل میتونستم یک قلپ آب نوشیده و شکر ترا به انجام میرساندم .


بااااز جیک جیک ؟!!!!!! خدا آدم بی ظرفیت رو نصیب کافر هم نکنه ایشاا....

انسانم آرزوست

ذهنم  عجیب در کار شیطان  هنگ کرده !!!!    

کاراش عجیب زیرکانه و صبورانه هست !!! به اندازه همه عمر 70 -80 ساله ما  در کنار ما منتظر میمونه بدون ذره ای خستگی و نا امیدی تا فرصتی پیش بیاد برای شکار و مرتب تور میندازه برامون .  نمیدونم شاید خدا اون رو هم برای آموزش ما گذاشته باشه !!

 ولی ما قبل از آموزش توی تورش  گیر میکنیم !!

 چرا و چطوری است که اون بدون کمک خدا اینهمه امید و پشتکار داره ولی ما  با حضور و  لطف بیکران الهی باز نا امید هستیم و هر لحظه احتمال لغزش و سقوط  تهدیدمان میکنه ؟؟

اینجاست که باز به قدرت صبر در نجات خودم  یقین میکنم . اگه فقط در مقابل  اهریمن صبر و سکوت کنیم باز موقع مرگ رستگار میشویم بدون هیچ کار دیگه فقط صبر و سکوت .

انسانم آرزوست

مگررررررررررررررر میشود خداااااااااااااا در برابر این حجم از ظلللللللللللللللللللللم سکوووووووووووووت کند .

نهههههههههههههههه نمیشووووووووووود !!!!!!

انسانم آرزوست

ارسال نظر شما
این تاپیک قفل شده است و ثبت پست جدید در آن امکان پذیر نیست

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2829
2828
2791
2779
2792
داغ ترین های تاپیک های امروز
توسط   khanomas  |  5 ساعت پیش