اتفاقا همین کارو کردم عین قبل شد ولی بیقرار بود انگار
(اون داستانیکمیگم قلبش بود الکی بهونهکرده بودن با خانوادش میگفتن بستری بود بیمارستان بود)
هی میگف اگ بمیرم چی ت خودتو نابود میکنی
و بعد ۲ ۳ روز یبار انلاین میشد و منم چتو پاککردم
مغزم درگیر اینه ک انقد براش مهمه من نفهمم داستانو؟
اخه یبار زنگ زدم بگوشیش اونموقع ک الکیمیگفتن بیمارستانه گوشیش خونس
ابجیش برداشت گفتم اگ قصدیه اینکاراتون بگید
گفتن چرا باید اینکارو بکنه
ابجیش ۲۴ سالشه