2777
2789
عنوان

شوهرم😭

307 بازدید | 19 پست

چند روزه باهم حرف نمیزنیم چون یکی دوبار کاند/وم باز شده آورده بود خونه

یه بسته ی دوازده تایی ولی هر دوبار هم جعبه اش باز بود و یدونه اش نبود

و وقتی ازش پرسیدم که چیکار کردی اونم هردوبارش هم گفت دادمش به یکی از دوستام

ولی باز هم شک کردم بهش

بهش که گفتم کامل و با جزئیات بهم توضیح داد همه چیو

منه احمقم همش دنبال این بودم که باهاش آشتی کنم🤦🏻‍♀️

بعد امشب چیکار کرده

تا از سرکار اومده خونه سریع رفت بیرون پیش دوستاش

و الان ساعت یکه هنوز هم نیومده 

چندین بار هم زنگ زدم میگه در دسترس نیست

پیام هم دادم جواب نداده😭

دخترا یه تجربه خوب بگم. 😊

من و همسرم سر خرید فرش کلی اختلاف داشتیم تا اینکه یه فروشگاه پیدا کردیم که فرش‌ها رو با پرو مجازی داخل خونه خودمون نشون می‌داد.

از اون بهتر اینکه خرید اقساطی با اسنپ‌پی و دیجی‌پی هم داشت و خیلی راحت سفارش دادیم.

بیشتر از 400 مدل فرش مینیمال و لوکس دارن.

اسم اون فروشگاه فرش زانیس هست.

🔗 اینجا کلیک کن تا مدل‌هاش رو ببینی.

ایشالا حالیت شده که خیانت میکنه دیگه؟

انقدرم خسیس و بدبخته حداقل واسه ظاهرسازی اون بسته استفاده شده رو نمیذاره کنار یه جدیدشو بخره بیاره خونه😂

یا حداقل بسته یه دونه ای بخره یا سه تایی

باید دوازده تایی بخره که به صرفه باشه باقیشم با زنش مصرف کنه😂

آشغال دو ریالی

روزی سگی داشت در چمن علف می‌خورد. سگ ديگری از کنار چمن گذشت. چون اين منظره را ديد تعجب کرد و ايستاد. آخر هرگز نديده بود که سگ علف بخورد! ايستاد و با تعجب گفت: اوی ! تو کی هستی؟ چرا علف می‌خوری؟! سگی که علف می‌خورد نگاهش کرد و باد در گلو انداخت و گفت: من؟ من سگ قاسم خان هستم! سگ رهگذر پوزخندی زد و گفت: سگ حسابی! تو که علف می‌خوری؛ ديگه چرا سگ قاسم خان؟ اگر لااقل پاره استخوانی جلوت انداخته بود باز يک چيزی؛ حالا که علف می‌خوری ديگه چرا سگ قاسم خان؟ سگ خودت باش...     #زمستان بی بهار / ابراهیم یونسی
اره دیگه حالیم شدهفقط نمیدونم چطوری ثابتش کنم

آتو بگیر ازش در خونسردی کامل بعدم بزن پس گردنش آشغالو از زندگیت بنداز بیرون

روزی سگی داشت در چمن علف می‌خورد. سگ ديگری از کنار چمن گذشت. چون اين منظره را ديد تعجب کرد و ايستاد. آخر هرگز نديده بود که سگ علف بخورد! ايستاد و با تعجب گفت: اوی ! تو کی هستی؟ چرا علف می‌خوری؟! سگی که علف می‌خورد نگاهش کرد و باد در گلو انداخت و گفت: من؟ من سگ قاسم خان هستم! سگ رهگذر پوزخندی زد و گفت: سگ حسابی! تو که علف می‌خوری؛ ديگه چرا سگ قاسم خان؟ اگر لااقل پاره استخوانی جلوت انداخته بود باز يک چيزی؛ حالا که علف می‌خوری ديگه چرا سگ قاسم خان؟ سگ خودت باش...     #زمستان بی بهار / ابراهیم یونسی
آتو بگیر ازش در خونسردی کامل بعدم بزن پس گردنش آشغالو از زندگیت بنداز بیرون

تازه وقتی بهش گفتم 

اونم میگه من اونقدرام بینا،موس نشدم که به بقیه نگاه کنم و فلان😏😒

تازه وقتی بهش گفتم اونم میگه من اونقدرام بینا،موس نشدم که به بقیه نگاه کنم و فلان😏😒

هر کی بیشتر ادعا داره زیرش از همه کثیف تره

روزی سگی داشت در چمن علف می‌خورد. سگ ديگری از کنار چمن گذشت. چون اين منظره را ديد تعجب کرد و ايستاد. آخر هرگز نديده بود که سگ علف بخورد! ايستاد و با تعجب گفت: اوی ! تو کی هستی؟ چرا علف می‌خوری؟! سگی که علف می‌خورد نگاهش کرد و باد در گلو انداخت و گفت: من؟ من سگ قاسم خان هستم! سگ رهگذر پوزخندی زد و گفت: سگ حسابی! تو که علف می‌خوری؛ ديگه چرا سگ قاسم خان؟ اگر لااقل پاره استخوانی جلوت انداخته بود باز يک چيزی؛ حالا که علف می‌خوری ديگه چرا سگ قاسم خان؟ سگ خودت باش...     #زمستان بی بهار / ابراهیم یونسی
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2829
2828
2791
2779
2792
داغ ترین های تاپیک های امروز