2821
2789
عنوان

شوهرم

| مشاهده متن کامل بحث + 1038 بازدید | 49 پست

بچه ها باورتون نمیشه!  برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.

😔😔😔😔💔💔💔💔

بچها خیلی دلم خونه خیلی 

 چند سال تو زندگی با شوهرم هر اتفاقی بد خوب چه ب وسیله خودش چ ب وسیله خونوادش میوقتاد من دم نمیزدم حتی یک کلمشو هم ب خونوادم نمیگفتم 

  که مبادا اتفاقی بیوفته فقط تو خودم میریختم 

    من اگه شک میکردم چون اونا پیش زمینشو داشتن 

  چون با گوشای خودم شنیده بودم که مادرش میگفت باید  گوش  پسرمو پر کنم 

   چون همه رو شنیده بودم از فوشاشون تا همه چیز من شده بودم ی ادم شکاک عصبی که فقط فوش میداد  ب خودش خونوادش   من میدونم فوش دادن خیلی بد بود  ولی به جنون میرسیدیم  خلاصه چند روز پیش  با شوهرم بحث مردیم شوهرم رفت تموم مسایلمونو تموم حرفای منو به خونواده خودم به خونواده خودش گفت همه چیزو ببین همه چیزو حتی گفت من بعشون فوش میدادم    چند روز فقط دعوا داشتیم رفتیم مشاوره   یکم باهامون حرف زد  

  خلاصه ب من گفت چند روز بمون خونه بابات میام دنبالت 

      بچها من خیلی داغونم خیلی   تا میتونی بد منو پیش خونوادش گفت 

   له ام له  از فکر اینکه اونا پیش خودشون الان چی میگن دارم روانی میشم  از فکر اینکه فکر کنند شوهرم اصلا منو دوست نداره دارم روانی میشم

   نمیدونم چیکار کنم چجوری رفتار کنم  الان  از دیشب بهم زنگ نزده 

 دارم دیونه میشم  فقط چند تا پیام داده 

      ساعت نزدیک ۸ دیدم هیچ خبری ازش نیس بش زنگ زدم گفتم کجایی چرا ازت خیری نیست میگه اومدم  خونه مجردی دوستمو که در حاله طلاقه  

اوکی کنه بچها امر‌ز میگه  من برای زندگی با تو شرط دارم 

      ی حرفای دلسرد کننده ی حرفای داغون کننده  دارم دیونه میشم دارم روانی میشم 

     به من میگی تو این باشی نمیخوامت 

    بچها حس میکنم داغون شدم 

حس میکنم‌   زندگیم تباه شد 

  تباه شد بچها نود درصد مشکلات به خاطر اون بوده حالا من شدم مقصر من شدم ادم بذه  من شدم ادمی که باید خودشو درس کنه  اصلا براش زندکی هیچ اهمیتی نداش 

  نمیدونم چیکار کنم نه میتونم برم  برای اینکه من خیلییی خوب بودم حالا اگه همینجوری برم سوختم نمیدونم چ کنم ب من میگه اکه بابام اشتی نکنی منم قیدتو میزنم  میگم بابات منو بیرون کرد میگه نه تو باید اشتی کنی  میگم باید عذر خواهی کنه مه جشم حتما دوبار ب بابام میگم از معذرت خپاهی ام کنه  میگم یعنی چی منو به خاطر اینکه جلوی دخالتاش وایستادم خواست بندازه بیرون حالا اینجوری میگی  من الان چیکار کنم خدا   بچها این داستان نزدیک چند روزه من داشتم بلاخره امروز اومدیم سر زندگیمون حالا الان هر دقیقه شوهرم میگه زنگ میزنم ب بابات برو این یکی از تایپیکامه بخون

بچها خیلی دلم خونه خیلی چند سال تو زندگی با شوهرم هر اتفاقی بد خوب چه ب وسیله خودش چ ب وسیله خونواد ...

به منم همش میگفت یه چند روز پاشو برو خونه بابات

میرفتم پیششون بعد پیام بهش میدادم امشب برمیگردم میگفت بیشتر بمون نیا

یه اتفاقی افتاده بود مقصرش خودش بود بابام یه تشر بهش زده بود میگفت بابات باید بیاد ازم معذرت خواهی کنه ، حالا هرچی بهش میگفتی تو کارات زشت و بیغیرتی بوده مگه قبول میکرد...

۶سال باهم زندگی کردیم یکبار به زور یه سفر ۴ روزه منو برد، همین...

بیرون بردن و وقت گذاشتن همش با زور و التماس و منت بود

به منم همش میگفت یه چند روز پاشو برو خونه باباتمیرفتم پیششون بعد پیام بهش میدادم امشب برمیگردم میگفت ...

 ی چیز بگم شاید گفتنش زشت باشه 

   من داداشش بهم قشنگ تر نگا میکنه تا شوهرم  این خیلی درد داره  اون بیشتر باهام حرف میزنه تا شوهرم  اون بیشتر باهام شوخی میکنه تا شوهرم 

به منم همش میگفت یه چند روز پاشو برو خونه باباتمیرفتم پیششون بعد پیام بهش میدادم امشب برمیگردم میگفت ...

  اگه توانیشو داری بری برو اگه نه هیچی   من بدبختم من توانیشو ندارم من وابسته ام من احمقم من تو ی خونواده سنتی ام 

   من جا دارم ولی درک خونواده رو ندارم من خونوادم مشکلات من براشون بچه بازیه 

ی چیز بگم شاید گفتنش زشت باشه من داداشش بهم قشنگ تر نگا میکنه تا شوهرم این خیلی درد داره اون بی ...

به خدا میفهممت 

دقیقا من بیرون میرم انقدر حس توجه از مردم میگیرم ولی کسی که باید بهم توجه نمیکرد

هروقت بیرون کنارش راه میرفتم اصلا منو نمیدید فقط بقیه رو نگاه میکرد 🙃

عزیزم غصه منو نخور من از درون دارم نابود میشم چی بهش بگم اصلا فکر میکنی نگفتم گفتم هزار بار ولی ...

تا وقتی دنبالشی قدرت نمیدونه ازش فاصله بگیر و بینیاز شو برات میمیره همسر من جوری بود که حس میکردم حتی اگه بمیرم اشکش در نمیاد حس میکردم بیشتر تحساس مسولیت بهم داره تا علاقه  من ادم تو دار و مغروری هستم دلم نمیخواست ب همسرم بگم ب توجهش نیاز داره فکرم این بود وقتی توجهی دلی نباشه ارزشی هم نداره  ب مرور من خودم رو قوی کردم البته بگم همسرم بشدت احساس مسولیت داشت پدر خیلی خوبی بود مرد خیلی ارومی بود اما نازکشیدن بلد نبود الان میفهمم جاهایی که نمیدونه چیکار کنه سکوت میکنه تا رفتار اشتباه ازش سر نزنه خلاصه از یک سال قبل سر ی موضویی ب احتلاف نظر خوردیم من سه ماه باهاش نه قهر نه صلح بودم محبت و توجهم ازش گرفتم سرگرم بچه ها مبایل و بیرون بودم باورت نمیشه شوهرم داغون شد خودش ب میل خودش رفت روانشناس  بهم پیامهایی داده بود که باورم نمیشد اینکه داره میمیره دیگه جون قهر نداره که چقدر احساس ضعف داره و چقدر بی طاقت شده بعد اون محبتش و توجهش خیلی بیشتر شده اما من انگار حوصله توجهش ندارم مثل قبلا نیستم البته واکنش بد نشون نمیدوم و بهش توجه دارم دوسش خیلی دارم  اما. اون مدت که توجه کافی نگرفتم و ادم التماس برای داشتن توجه کسی هم نبودم من رو قوی کرده  انگار خودم برای خودم کافیم استقلال احساسی در کنار علاقه زیادم ب همسرم دارم که حس خیلی خوبی داره

اگه توانیشو داری بری برو اگه نه هیچی من بدبختم من توانیشو ندارم من وابسته ام من احمقم من تو ی خونو ...

دادخواست طلاق داد خودش 

میگه تو آدم خوبی هستی اما من دیگه نمیتونم

خانوادم میگفتن چرا؟؟ زندگی بکن

انگار من خواستم جدا بشم...

با اینکه خیلی ناراحت و پشتوانه ای ندارم و بچه هم دارم و ته دلم دوستش داشتم در عین حال که متنفر بودم ازش ولی حس میکنم خدا داره نجاتم میده نمیدونم ...

به خدا میفهممت دقیقا من بیرون میرم انقدر حس توجه از مردم میگیرم ولی کسی که باید بهم توجه نمیکردهروقت ...

    ما ها نمیدونم چی میشیم فک کنم اب بشیم هیشکی نفهمه 

 بیا درس بخونیم شایذ ی چیزی شدیم 

تا وقتی دنبالشی قدرت نمیدونه ازش فاصله بگیر و بینیاز شو برات میمیره همسر من جوری بود که حس میکردم حت ...

اخه  من این کارو کنم صداش در میاد بد میگه خب منو دوس نداری برو بزار برو چرا هستی 

   نباش من چی کار کنم

دادخواست طلاق داد خودش میگه تو آدم خوبی هستی اما من دیگه نمیتونمخانوادم میگفتن چرا؟؟ زندگی بکنانگار ...

 رو پای خودت بایست  اینجور مردا  دخترای خوب زندگیشون مفت میدن 


کاش خونوادهامون جور دیگه ای بودن کااااش 

اسی شوهر شما مسئولیت پذیر هست؟؟ یا همش از زیربار مسئولیت درمیره؟

اره من مشکل مالی حمایتی اینا هیچی ندارم من فقط توجه میخوام پرستیدن میخوان من پول نمیخوام من زندگی منطقی نمیخوام این داره دیونپ میکنه

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2823
2791
2779
2792
داغ ترین های تاپیک های امروز