سلام دوستان اوموم یکم مشورت کنم امروز برای خرید سیسمونی.
ما دوتا خواهریم که پشت سر هم ازدواج کردیم و یه برادر۷ ساله مدرسه ای و پدرم کارگرساده سادس و درآمد چندانی نداره و به سختی چپبقول معروف باسیلی صورتشو سرخ نگهداشت جهزیه مونو داد. حالا من حاملم پدرم دستش خالیه میدونم غصه میخوره برای خرید سیسمونی مادرمم دوتا النگوی باریک طلا تو کل دارایش داره دیروز گف میخوام بفروشمشون برا سیمونی دلم کباب شد.حالا ک خودم زنم میدونم طلا زیبایی و دلخوشی زنه چقد سخته اینکار جیگرم خون شد این حرفو زد نگاه به دستای زحمت کشش کردم و روسیدمشون گفتم مامان قشنگم نمیخوام سیسمونی من مگه مادرم چبد النگو داره ک اینم بزاره کنار برا بچه من😭😭😭گف نه نه نمیخوایم پیش شوهرت کوچیک بشیم خلاصه گریه که نه اونم گریه که زشته باید سیسمونی بدیم. شوهرمم کارگره ولی وضغیتش خوبتر از بابامه میخوام به اون یجوری بیان کنم که یکم سیسمونی خودمون بخریم. بنظرتون چی بگم چجوری بگم که نه خانوادم نه خودم کوچیک بشیم و پدر مادرمم شرمنده جلو دوماد نشن؟چجوری بگم نمیخوام نه اینور خراب بشه نه اونور ولی یه کمکی به پدر مادرمم یواشکی جوری که کوچیک نشن و خجالت زده بکنم؟