2821
2789
عنوان

عزیزقلبم

158 بازدید | 15 پست

برای تو می نویسم 

سال 99 یکم آذرماه بهم پیشنهاد دادی باهم باشیم خیلی ازت بدم می اومد ولی کم کم ب دلم نشستی 3سال روزای خوب و بدگذروندیم 

کل تهران میبردیم حالمو عوض میکردی کرونا گرفته بودم همه از همدیگه فرار میکردن تو می اومدی میبردیم بیرون ک حالم عوض شه 

اگ میگفتم حالم بده هرجا بودی خودتو میرسوندی

چقد دارو برام میخریدی از تهران تا بروجرد پرت میکردی تو حیاط و میرفتی

هر بار ک میدیدم یادم نمیاد بدون شاخه گل اومده باشی پیشم

روز اخر ک رفتی گفتی هیچ کس مث من پیدا نمیشه دوستت داشته باشه راست میگفتی تو ادما دنبال تو میگردم ولی هیچ کس مث تو پیدا نمیشه

تو الان با زنت خوشحالی زیر ی سقفید

ولی من هنوزم یاد تو 

جابر جان تا نفس دارم یادت از ذهنم و قلبم فراموش نمیشه....

اخ ک چقد امروز گریه کردم چشام دیگ خشک شدن...


راستش یه جایی خسته شده بودم از اینکه هر رژیمی می‌گرفتم یا سخت بود یا وزنم برمی‌گشت. آخرین چیزی که امتحان کردم رژیم فستینگ دکتر کرمانی بود و تو ۲ ماه ۱۰ کیلو کم کردم، بدون احساس گرسنگی. مهم‌تر اینکه نه صورتم لاغر شد نه ریزش مو گرفتم.اگه خواستین، یه سر به سایتش بزنید و رژیم فستینگش رو ببینید.

خوب چرا بهم نرسیدین

مادرش مخالف بود با من 

سنگ انداخت من مریض شدم از استرس 

مادرش گفت این دیگ خوب نمیشه گوششو پر کرد

اومد خاستگاری تنها ولی پدرم گفت باید باخانواده بیاد خانواده ش راضی نباشن اون زندگی بدرد نمیخوره 

بعدش ک خبر ازدواجشو شنیدم

راضی نمیشد عزیزم من 1سال فلج بودم سر همین موضوع اونم کارش به ب تیمارستان رسید با شوک برگشت


واااا خونواده هاتون چطور راضی شدن 2 تا جوان بهم نرسن اونم تو این شرایط. چی بگم شاید مصلحتی بوده

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2823
2791
2779
2792
داغ ترین های تاپیک های امروز