مامانمم میگه بابام جوری باهاش رابطه جن..سی برقرار میکنه که دچار خونریزی و پارگی میشه بعد هم نمیبرتش دکتر کلا چندسال مامانم بی اختیاری ادرار داره و خونه رو کثافت برداشته بابامم اجازه نمیده هیچکس درمان بشه و روز به روز بیشتر کتکشون میزنه و کشتشون میزاره که شاید بمیرن
گوشت و مرغ و این چیزا هم نمیخره یه عمو دارم اون هرچند ماه یکبار میخره میبره برای خانوادم
و یا همسایه ها و خیرین همیشه غذا میارن .
امیدوارم الان نگی پدرته این حرفارو نزن
اینا بعضی از کارای پدرم هست بقیش قابل گفتن نیست
ما سر هر نماز دعا میکنیم بمیره که بتونیم بچه هارو درمان کنیم
یا اینکه بچه ها بمیرن که مامانم زنده بیاد بیرون طلاق بگیره