2777
2789
عنوان

سوتی دادم دارم از استرس میمیرم

146 بازدید | 20 پست

جاری ام تو دوران عقدن به مشکل خوردن 

بعد از مشکلات با من تو چت درد ودل میکنه منم کلی درد ودل کردن و غیبت 

یه چیز مهمی هم بهش گفتم 

حالا غیبت و درد ودل اینا به کنار اونم خیلی حرف زده

ولی از اون موضوع خیلی میترسم

اگه دوباره اکی بشن بعدها تو زندگی به برادر شوهر نگه 

یعنی مادرشوهرم بفهمه وایییییی

هزار بار پرسیده باهم چی میگید منم الکی گفتم هیچی حال احوال میکنیم

آخه خودشون از من مخفی میکنن

بچه‌ها، دیروز داشتم از تعجب شاخ درمیاوردم

جاریمو دیدم، انقدر لاغر و خوشگل شده بود که اصلا نشناختمش؟!

گفتش با اپلیکیشن زیره لاغر شده ، همه چی می‌خوره ولی به اندازه ای که بهش میگه

منم سریع نصب کردم، تازه تخفیف هم داشتن شما هم همین سریع نصب کنید.

نترس چیزی نمیشه . منم قدیما باوریم زیاد حرف میزدیم .

جاری میخواد مهریشو بزار اجرا 

میگه من دیگه نمیخوام ادامه بدم

ولی اگه آشتی کنن بلاخره یه موقع به شوهرش نگه

آخه یه چیزی که گفتم خیلیییی مهمه

مادرشوهرم اینا حتی از منم پنهون کردن

برادرشوهرم چند سال پیش خودکشی کرد به منم گفتن خودش افتادهبهش گفتم دلم سوخت براشگفتم بگم بدونه با کی ...

عزیزم کاش موقع تحقیق میفهمیدن و شما الان چیزی نمیگفتی

سلامتی و خوشبختی دخترم
وای😭😭😭الان میونشون خیلی خرابهاز آینده میترسم اگه اوکی بشن بره بگه

تازه میونشون خراب بود ولی پیامامو نشون شوهرش داده بود گفته بود شما خانواده هیچ کدومتون خوب نیستین و فلان

همرو همون موقع پاک میکنیمبگم اونم همچی سیر تا پیاز تعریف کرداولی منم یه چیزای گفتم میترسم برام بد بش ...

پاک کردی دیگه 

چیزی گفتن بزن زیرش

بعد از اینم حواستو جمع کن چیزی نگی

غریبه ها در شب🌹
اینقدر پنهون کارن که منم از طریق یه آشنا متوجه شدم مگه نه اصلا منو خبر دار نمیکردن

اگر چیزی شد گردن نگیر بگو من از کجا میدونستم خودکشی میکرد بهم گفتین افتاده

سلامتی و خوشبختی دخترم
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792