2777
2789
عنوان

یه سوال

46 بازدید | 2 پست

یه معلم بود جوان آقا 


رفتم داشتم جواب سوال هارو میدادم 


میگفت امروز روز اصغر هست 


منم بهش نگاه نمیکردم 


چادری هم بودم 


بعد دیگه گفت ببین این سوال خیلی مهم بود پرسید ازت 


گفتم چی گفت 


گفت I Love it 


بعد هیچی منم واکنش نشون ندادم 


بعد گفت پرسیدم ازت که چرا دیر اومدی ؟


گفتم توی ترافیک بودم 


گفت با اصغر؟


دیدم یکی از زنا گفت نه نه مثلا 


بعد یکی دیگه گفت حالا 


منم هیچی خندیدم گفتم چی بگم


بعد گفت چی بگی وای خدای من 


دیگه دوستم پرید گفت نه با پدرش بود 


گفتم بله با پدرم 


گفت با پدرتون 


گفتم بله یله 


گفت حال پدرتون چطوره با جدیت 


منم خندیدم وجوابی ندادم 


بعد گفت خوبن با جدیت ؟


گفتم بله بله 


نمیدونم عذاب وجدان گرفتم کارم بد بوده؟

خندم بد بوده؟

اصلا منظورشون چی بود ؟

۱۵ سال عینک می‌زدم، صبح‌ها دنبال عینک می‌گشتم، تو مهمونی‌ها نگران خط عینک بودم و آرایش چشمم درست درنمی‌اومد… 🥺

واقعاً خسته شده بودم! 😩💔

تا اینکه پیش دکتر کیوان رضایی تو بیمارستان نور لیزیک کردم 💕

عملش انقدر ساده و راحت بود که خودم تعجب کردم! فقط چند دقیقه طول کشید و اصلاً درد نداشت 😍

الان بعد از ۱۵ سال، بدون عینک بیدار می‌شم، راحت آرایش می‌کنم، با بچه‌ها بازی می‌کنم و تو هر عکسی احساس زیبایی و آزادی می‌کنم ✨💖

واقعاً بهترین تصمیم زندگیم بود.

گفتم اگر کسی عینکی هست و دنبال دکتر میگرده از اینجا میتونه باهاشون مشاوره بگیره

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2791
2779
2792
پربازدیدترین تاپیک های امروز
داغ ترین های تاپیک های امروز