یه معلم بود جوان آقا
رفتم داشتم جواب سوال هارو میدادم
میگفت امروز روز اصغر هست
منم بهش نگاه نمیکردم
چادری هم بودم
بعد دیگه گفت ببین این سوال خیلی مهم بود پرسید ازت
گفتم چی گفت
گفت I Love it
بعد هیچی منم واکنش نشون ندادم
بعد گفت پرسیدم ازت که چرا دیر اومدی ؟
گفتم توی ترافیک بودم
گفت با اصغر؟
دیدم یکی از زنا گفت نه نه مثلا
بعد یکی دیگه گفت حالا
منم هیچی خندیدم گفتم چی بگم
بعد گفت چی بگی وای خدای من
دیگه دوستم پرید گفت نه با پدرش بود
گفتم بله با پدرم
گفت با پدرتون
گفتم بله یله
گفت حال پدرتون چطوره با جدیت
منم خندیدم وجوابی ندادم
بعد گفت خوبن با جدیت ؟
گفتم بله بله
نمیدونم عذاب وجدان گرفتم کارم بد بوده؟
خندم بد بوده؟
اصلا منظورشون چی بود ؟