دوستان من با مادرشوهرم یا زندگی میکنیم ما طبقه بالایی مادرشوهرم اینا پایینن من مادرشوهرم اینا آنلاین شاپ لوازم شوینده و غیره دارن یدونه برادرشوهر دارم که کلاس هشتمه همسر منم امروز شیفت بعدازظهر داشت مادرشوهرم اینا رفته بودن یک پست تحویل بدن و نمیرسیدند بیان برادرشوهر ببرن برسوننش مدرسه چون راهش دوره یکم پیاده بری سخته وقتی رفتن یکم بعدش به شوهرم زنگ زدن و گفتن که ما نمیرسیم بیایم خونه تو ببرش مدرسه (تاحالا پیش اومده بود که بگنشوهرم منم هیچوقت قبول نمیکرد چون حالش بد میشه وقتی ناهار بوخوره باید برادرشوهرمو ببره میگه اونطوری حالم بد میشه ) و این بار هم مثل همیشه قبول نکرد و گفت میدونید که من نمیتونم بعد ناهار ببرمش چون همیشه شوهرم مثلا ساعت ده دقیقه به یک میخاد بره سره کار یک ربع به ۱۲ غذاشو میخوره تا یکم دراز بکشه بعد بره سره کار همیشه میگه که باید دراز بکشم حالم بد میشه ناهارو خوردم پاشم برم اینباره همینطوری شد و به مادر شوهرم گفت نمیتونم ببرم و مادرشوهرم خیلی ناراحت شد اومد خونه و شروع کرد ناراحتی کردم گریه کردن که من چقدر هواشو دارم فلان دلش از سنگه و اینا بنظرتون کار همسر من اینقدر ینی بد بوده؟
بچه ها باورتون نمیشه! برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.