دوستان من با مادرشوهرم یا زندگی میکنیم ما طبقه بالایی مادرشوهرم اینا پایینن من مادرشوهرم اینا آنلاین شاپ لوازم شوینده و غیره دارن یدونه برادرشوهر دارم که کلاس هشتمه همسر منم امروز شیفت بعدازظهر داشت مادرشوهرم اینا رفته بودن یک پست تحویل بدن و نمیرسیدند بیان برادرشوهر ببرن برسوننش مدرسه چون راهش دوره یکم پیاده بری سخته وقتی رفتن یکم بعدش به شوهرم زنگ زدن و گفتن که ما نمیرسیم بیایم خونه تو ببرش مدرسه (تاحالا پیش اومده بود که بگنشوهرم منم هیچوقت قبول نمیکرد چون حالش بد میشه وقتی ناهار بوخوره باید برادرشوهرمو ببره میگه اونطوری حالم بد میشه ) و این بار هم مثل همیشه قبول نکرد و گفت میدونید که من نمیتونم بعد ناهار ببرمش چون همیشه شوهرم مثلا ساعت ده دقیقه به یک میخاد بره سره کار یک ربع به ۱۲ غذاشو میخوره تا یکم دراز بکشه بعد بره سره کار همیشه میگه که باید دراز بکشم حالم بد میشه ناهارو خوردم پاشم برم اینباره همینطوری شد و به مادر شوهرم گفت نمیتونم ببرم و مادرشوهرم خیلی ناراحت شد اومد خونه و شروع کرد ناراحتی کردم گریه کردن که من چقدر هواشو دارم فلان دلش از سنگه و اینا بنظرتون کار همسر من اینقدر ینی بد بوده؟
همیشه از اینکه برم انحراف بینیم رو عمل کنم و بخوام تامپون بکشم میترسیدم ولی دوستم پیش دکتر حامد عباسی بدون تامپون عمل کرد منم رفتم و عمل کردم پیششون و الان خیلی راحت تر نفس میکشم، عمل زیباییشون هم بدون تامپونه اگه شما هم درباره عمل بدون تامپون کنجکاوید، جزئیات بیشتر رو اینجا ببینید