از اعصاب خورد. چند ساله میخوام طلاق بگیرم اما نمیشه .یه پدر اشغال دیکتاتور بددل دارم که از کوچیکی منو تحقیر کرده و ترسانده. . پارسال اومدم طلاق بگیرم بابام نذاشت مستقل بشم منم برگشتم سر زندگیم. الان نشستم دارم دعا میکنم بابام بمیره تا طلاق بگیرم
مستقل از لحاظ مکانی یعنی چون بابام بددله و حرف مردم براش مهمه نمیذاره برم تنها زندگی کنم . من از بچگی از پدرم ترسیدم و متنفرم دلم میخواد برم تنها زندگی کنم. الان انواع بیماری اعصاب گرفتم. بزرگترین آرزوم شده مرگ بابام و طلاق