تمام کسایی که میگم برای گذشته هستن ومن به هیچکدوم حسی نداشتم و ندارم.در حال حاضر هم نامزد دارم(که نامزدم هم مثل بقیه شونه،میگه اگر زبونم لال یک روزی اتفاق بدی بیوفته تا سال ها نمیتونم به خودم بیام)
یکی از اقوام درجه یک از بچگی عاشقم بود تا نوجوونی که من یه خطایی کردم و دیگه بعد از اون نتونست مثل قبل منو دوست داشته باشه بخاطر همین قیدم رو زد اما تموم برنامه های زندگیش رو هم بیخیال شد و الان راننده اسنپه در صورتیکه اون زمان برنامه ی راه اندازی یه تولیدی بزرگ و بعدش ازدواج با من رو داشت🫤(فکر میکنم این بنده خدا بیشتر از همه ضربه خورد چون اگر برنامش عملی میشد الآن یکی از موفق ترین و ثروتمندترین افراد تو حوزه کاری خودش در تهران بود)
با یک نفر دیگه در حد یکماه چت کردیم که مربوط به زمانی بود که طرف رو امتحان میکردن منم اینکارو کردم و فهمید و بیخیالم شد.منم ی طومار ناسزا نوشتم و براش فرستادم و تا ۵سال بعد از کات با من نتونست با کس دیگه ای وارد رابطه بشه.ولی چندماه پیش عقد کرد
یکی دیگه هنوز هم که هنوزه درگیر و دار منه با اینکه تو گذشته ردش کردم بارها.و بعد از ۷سال هنوز هم نتونسته حتی با کسی دوست بشه.
یه مورد دیگه تو سفر پیش اومد و شمارم رو به بهونه ی نظرسنجی هتل گرفت و یه مدت کوتاهی پیام میداد و هنوزم هر از گاهی پیگیره و باز هم نتونسته با کسی باشه
بازم مورد هست ولی دیگه جا نمیشه بنویسم
حس میکنم عشقی که نسبت بهم تجربه کردن عشق واقعی بوده که اینطوری از زندگی کردن افتادن.چون میگن مردا فقط یکبار عاشق میشن..و جالبیش اینه که من به هیچ کدوم از اینها هیچ چراغ سبزی نشون نداده بودم و به خیلیاشون واقعا بی حس بودم خصوصا مورد اول که همیشه به چشم برادری میدیدمش ولی اون از وقتی من ۵-۶سالم بوده عاشقم شده😑الان یادشون افتادم و ناراحت شدم واقعا.کاش کاری از دستم برمیومد که به زندگی برگردن..
بعید میدونم حق الناسی گردن من باشه ولی خب آدم دلش میسوزه..
شما هم تجربه های این چنینی دارید؟