الان از خونه دوستم می یومدم با اسنپ من اولش اروم در بستم عصبی گفت درست ببند یه بارم بستم گفت بسته نشد بعدش محکم بستم بهم گفت چه خبرته و تا خونمون غر زد منم گذاشتم جای فشارو.. هیچی نگفتم بعدش رسیدیم در بستم بهم گفت حیون چش بود🤣 اومدم برای مامانم تعریف کردم می گه کسی که این ساعت می یاد باید انتظار اینا رو داشته باشه
اونموقع که مسافر کش بودم یا ادمایی مثل شما که با در ماشین دشمنی خونی دارن زیاد برخورد داشتم ولی من در ماشین برام مهم نبود هرکی محکم میبست میذاشتم بره دور تر بعد صداش میزدم بسته نشد یبار دیگه ببندش