برنامه سفر دست جمعی داشتیم با جونای خانواده
من یه دختر دایی دارم که همسنیم و از بچگی باهم صمیمی جفتمونم تازه ازدواج کردیم
واسه این سفر من چند بار باهاش تماس گرفتم و گفتم که بیان ( من برنامه چیدم تقریبا )
در اخر گفت که شما برید ما فردا دنبالتون میایم امروز شوهرم سرکاره
خلاصه ما رفتیم سفر و اینا نیومدن
بعد از چند روز اومد با ناراحتی و لحن طلبکار و حق به جانب گفت نیومدین چون شما به ما درست خبر ندادید و هیچکس به شوهرم نگفته 😐😐😐😐
این در صورتیکه که هیچوقت ازین حرفا باهم نداشتید
بنظرتون فازش چیه؟ خیلی ناراحت شدم