بشوهرم رفت بیرون بهش گفتم پوشک برای بچه بخر زد به داد و هوار که این بچه رو پوشک میکنی فلانی بچشو با پارچه میبنده تو بیعرضه ای گفتم مگه هرکی هر گهی خورد منم باید بخورم مگه عهد بوقه بچه ی سال و نیمه رو پارچه ببندم
بگو باشه پس پارچه بخر و بیار! سر راهت هم هیزم جمع کن از این به بعد با هیزم غذا بپزم پول گاز برامون نیاد ببین یه غار هم می تونی پیدا کنیم تا اثاثیه رو ببریم اونجا پول کرایه خونه ندیم