بشوهرم رفت بیرون بهش گفتم پوشک برای بچه بخر زد به داد و هوار که این بچه رو پوشک میکنی فلانی بچشو با پارچه میبنده تو بیعرضه ای گفتم مگه هرکی هر گهی خورد منم باید بخورم مگه عهد بوقه بچه ی سال و نیمه رو پارچه ببندم
بچه ها باورتون نمیشه! برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.
بگو باشه پس پارچه بخر و بیار! سر راهت هم هیزم جمع کن از این به بعد با هیزم غذا بپزم پول گاز برامون نیاد ببین یه غار هم می تونی پیدا کنیم تا اثاثیه رو ببریم اونجا پول کرایه خونه ندیم