سلام وقتتون بخیر ببخشید من به پسرخاله م که ازم کوچیکتر هست یک صحبتی کردم که الان
احساس میکنم خودم رو کوچیک کردم با حرفی که زدم چون بیشتر گارد گرفت و بعضا بارفتارش به من این حس رو منتقل میکنه که ،بنده احمقم..
ایشون پی اس بازی میکنن و بازی gta رو باز کردند و یک خانم برهنه(تقریبا برهنه ... اما حقیقتا ۹۰ درصد برهنه)روی تلویزیون باز شد...من برای اینکه حرفم اثر کنه گفتم،حسین مامانت ناراحت میشه اینارو میبینی...
بعد از اون به بعد همش جلو بنده تیکه میان که من خواهرم نمیزاره هرچیزیو ببینم و فلان..
حقیقتا بنده یک مدتی که کوچکتر بودم و مذهبی نبودم،فیلم هالیوودی میدیدم با دخترخاله م(خواهر ایشون) بعد اینکه بزرگ شدم،تازه فهمیدم چه کردم.توبه کردم.کنار گذاشتم.و دلسوزی میکنم واسه پسرخالهم مثل راهی هست که رفتم وحالا نمیخوام اونم بره...
ولی راستش رو بخواید چون من اینجوری گفتم هم باهام سرد شدن هم من و احمق فرض میکنن و نگاه تحقیر آمیز دارن...نمیدونم کارمن مشکل داشته شاید
یا چی شما تجربه خودتون چی هست تجربه این مدلی دارید؟
پسرخاله م کلاس ۷امه دختر خاله م ۲۶سالشه