2777
2789
عنوان

ازپسرم دورم

161 بازدید | 12 پست

چهار روزه سزارین کردم،بعد از عملم یک هفته ای قراره خونه مامانم بمونم تا یکم روبه راه بشم،تو این مدت پسر هشت سالم خونه خودمون پیش باباشه....همش دلم تنگش میشه..اونم به شدت به نوزادم حساسیت داره ومیگه دوستش ندارم،حس میکنه جاشو گرفته....امشب باباش اومد یه چی لازم داشتم برام بیاره،پسرمم باهاش بود ،نمیخواست بیاد تو،به زور باباش آوردش،وقتی اومد اصلا محلم نمیذاشت،فقط برای بازی کردن با گوشیم اومد...یهو حس کردم چقدر بزرگ شده...انگار سیبیل درآورده بود...حالم بده...خیلی...

ازآنچه به آن ناامیدی،امیدوارتر باش تا به آنچه به آن امیدواری/موسی رفت برای اهل وعیالش آتش بیاورد،خدا با او سخن گفت❤️

بچه ها باورتون نمیشه!  برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.

چرا نیاوردیش با خودت وا

خودمم خونه بابام اینا معذبم...همه کارای نوزادو خودم میکنم،ولی مامانم همش میگه خستم....اونم پسربچست ،شلوغه،مانان بابامم سنشون بالاست،حوصله ندارن....تخت هم کم دارن،من ونینی رو تختشون خوابیدیم،بابام رو مبل میخوابه،دیسک کمرم داره،خودم حس بدی میگیرم

ازآنچه به آن ناامیدی،امیدوارتر باش تا به آنچه به آن امیدواری/موسی رفت برای اهل وعیالش آتش بیاورد،خدا با او سخن گفت❤️

ببریش خونه ممکنه برانوزادت خطرناک باشه بایددوران بارداری باهاش حرف میزدین همش کادومیگرفتین میگفتین ن ...

اصلا مخالف این بود که برادر یا خواهری داشته باشه،کم از این کارها نکردیم

ازآنچه به آن ناامیدی،امیدوارتر باش تا به آنچه به آن امیدواری/موسی رفت برای اهل وعیالش آتش بیاورد،خدا با او سخن گفت❤️

خودمم خونه بابام اینا معذبم...همه کارای نوزادو خودم میکنم،ولی مامانم همش میگه خستم....اونم پسربچست ، ...

خب بااین اوصاف بهتر نبود مامانت 10روز بیاد خونتون

سخت می خواهم ک در آغوش تنگ آرم تورا،هر قدر افشرده ای دل را بیفشارم تورا....🫀

خب بااین اوصاف بهتر نبود مامانت 10روز بیاد خونتون

مامانم سالی یه بار بیاد خونه ی ما....بابام فشارخونیه،تنهاش  نمیذاره

ازآنچه به آن ناامیدی،امیدوارتر باش تا به آنچه به آن امیدواری/موسی رفت برای اهل وعیالش آتش بیاورد،خدا با او سخن گفت❤️

با این اوصاف برو خونه خودت.اینجوری پسرت جدی حس میکنه ازت دور شده و شاید دیگه برنگردی خونه تون.بهش محبت کن و خیلی توجه کن.خیلی زیاد

محمود دولت آبادی در کتاب کلیدر میگه : در من چیزی کم بود و در زندگانی هم چیزی کج بود ؛ میان ما و زندگانی چیزی گنگ بود ؛ ما دیر آمدیم یا زود ، هر چه بود ، به موقع نیامدیم ؛ گذشت و بهتر که میگذرد....

با این اوصاف برو خونه خودت.اینجوری پسرت جدی حس میکنه ازت دور شده و شاید دیگه برنگردی خونه تون.بهش مح ...

بخیه هام خیلی درد میکنن،گفتم لاقل یه هفته ای اینجا بمونم،برم خونمون هی باید بلندو کوتاه بشم

ازآنچه به آن ناامیدی،امیدوارتر باش تا به آنچه به آن امیدواری/موسی رفت برای اهل وعیالش آتش بیاورد،خدا با او سخن گفت❤️

خودمم خونه بابام اینا معذبم...همه کارای نوزادو خودم میکنم،ولی مامانم همش میگه خستم....اونم پسربچست ، ...

عزیزم قدم نو رسیده مبارک سزارینت چطور بود سخت از پمپ درد هم استفاده کردی؟ چند روزه مرخص شدی 

عزیزم کاش از همون راه بیمارستان میرفتی خونه خودت به خاطر بچت من اسفند سزارین دارم خدا شاهده از شدت استرس دوری از دختر  8سالم گریه میکنم اون بچست انتظارتو میکشه 

عزیزم قدم نو رسیده مبارک سزارینت چطور بود سخت از پمپ درد هم استفاده کردی؟ چند روزه مرخص شدی عزیزم کا ...

ممنون عزیزم،پمپ درد استفاده نکردم،فقط شیاف دیکلوفناک...کلا دوشب موندم بیمارستان،یه شب قبل عمل،یه شب بعد عمل...عزیزم نمیشد برم خونه خودم...نیاز بود یک هفته ای اصلا کار خونه نکنم،برم خونه خودم دلم جا نمیگیره کار خونه نکنم

ازآنچه به آن ناامیدی،امیدوارتر باش تا به آنچه به آن امیدواری/موسی رفت برای اهل وعیالش آتش بیاورد،خدا با او سخن گفت❤️

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2837
2834
2835
پربازدیدترین تاپیک های امروز
2108
داغ ترین های تاپیک های امروز
توسط   جیگررررباباش  |  6 دقیقه پیش
توسط   عنترخانوم1  |  6 دقیقه پیش
توسط   hamani  |  6 دقیقه پیش