من یه مهمونی کوچیک خانومانه برای تولد پسرم قراره بگیرم از طرفی خونواده شوهرم با من مشکل دارن حرف نمیزنن بجز جاریم تو تاپیکام هست حتی وقتی خونه مادرشوهرم میرم هیچ کدوم با من حرف نمیزنن فقط با پسرم و شوهرم حرف میزنن هر مهمونی بگیرن به شوهرم زنگ میزنن دعوت میکنن مادرشوهرم برا پسرم پاگشا گرفت من خبر نداشتم از فامیلاشون شنیدم بعد شوهرم به من گفت مادرم برا فردا شب فامیلا رو دعوت کرده یعنی از اول این تیپی ان حالا من به شوهرم میگم زنگ بزن مادر و خواهرت رو دعوت کن میگه من چرا تو باید زنگ بزنی چیکار کنم بنظرتون؟ با من حرف نمیزنن چطور زنگ برنم دعوت کنم اینک بگم از خونواده شوهرم پیشش گله و شکایت کنم میگه به من ربطی نداره رابطتون ولی به من که میرسه انگار ربط پیدا میکنه
یه دونه از این کارت دعوت های مجازی درست کن تو یه پیام رسان براشون بفرست
انسانیت.....از دور شاید دید در ماه /چشم خود بستم تا که چشم مستش ننگرم دل فریاد زد دیوانه من میبینمش...عاشق مولانا و حافظ و وحشی بافقی و شاهنامه و سعدی.عاشق اسطوره ها و داستان ها،عاشق تاریخ ایران.عاشق نوشتن و نقاشی کشیدن...عاشق کتاب و پادکست...اگه کتاب قشنگ یا پادکست قشنگ میشناسی بهم معرفی کن...دنیا هنوز قشنگه چون هنوزم آدمای خوب زیادی هستند که میشه به اعتبار بودنشون به زندگی لبخند زد
بچه ها باورتون نمیشه! برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.