او یکه و تنها در کوهستان زندگی آرامی داشت،انعکاس نور مهتاب را در چشمه بسیار دوست میداشت،دلگرمی او تنها روشنی نور مهتاب بود،وقتی آب چشمه غلتان میشد نور ماه گریزان میشد،گرفتن نور مهتاب نه کاریست آسان،همچون پرواز پرنده ای که می پرد هراسان...
برادرم عاشق زنی هست که بهش خیانت میکنه ،خیلی بهش آسیب زده ولی نمیدونم چرا هنوز براش مهم نیست و میخوادش و برای کارهای زشته زنه رو پنهون میکنه میگه نه همچین چیزی نیست همه چیو نادیده میگیره حاضره جونشم براش بده ،دلیل این وابستگی ها چیه