او یکه و تنها در کوهستان زندگی آرامی داشت،انعکاس نور مهتاب را در چشمه بسیار دوست میداشت،دلگرمی او تنها روشنی نور مهتاب بود،وقتی آب چشمه غلتان میشد نور ماه گریزان میشد،گرفتن نور مهتاب نه کاریست آسان،همچون پرواز پرنده ای که می پرد هراسان...
بچه ها باورتون نمیشه! برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.
برادرم عاشق زنی هست که بهش خیانت میکنه ،خیلی بهش آسیب زده ولی نمیدونم چرا هنوز براش مهم نیست و میخوادش و برای کارهای زشته زنه رو پنهون میکنه میگه نه همچین چیزی نیست همه چیو نادیده میگیره حاضره جونشم براش بده ،دلیل این وابستگی ها چیه