چیکار کنم دلم تنگش نشه چون همیشه میرفتیم پارک خیابون این بار قرار بود بریم یه جای بهتر با کلی بحث دعوا من که پارک چیه اخه البته این بار میخواد با ماشین واسه اولین بار بیاد یعنی شده سه ماه ندیدمش کلا همیشه من جنگیدم همو ببینیم بجز دو بار که خودش اومد چون بابا نبود اون از باباش میترسه بعد اینکه ما تقریبا شیش ماه تو رابطه ایم من خیلی دلم تنگش میشه چجوری دلتنگ نشم اصلا واسم مهم نباشه کاش مهم نبود میزاشتم میرفتم واسه همیشه چون اون فقط میگه جبران میکنیم صبر داشته باش فلان بسار
شمادلتنگنیستی وابسته ای.وقتی راه و مسیر خودتو پیدا کنی و اولویت و تمرکز رو بزاری رو خودت.هم خودش میاد سمتت هم ارزشت حفظ میشه و به خودت احترم گزاشتی هم دلتنگنمیشی دیگه
البته خیلی خانواده سخت گیری دارن نباید قرار برن اونم یه بار گفت من از چارچوب خانوادم اومدم بیرون که اومدم پیشت منم والا همش بحث میکنم اونم فقط میخواد من تحمل کنم حتی تو رلم شانس نیاوردیم من الان تو دوستی وضعم اینه موقع ازدواج دیگه چخبره حالا میخواد ازدواج هم کنه البته مشخص نیست کی فعلا که هشتش گروه نهشه بهش گفتم نه شرایط دوستی داری ن شرایط ازدواج فقط بلده چت کنه
کسی که واسه یه قرار هم دربند خانوادشه بدرد زندگی نمیخوره. بزارش کنار
والا رابطه قبلیشم سه سال مجازی بودن بعد رفته حضوری با خالش ودختره ومادرش رستوران تهش گفتن پول نداری سنت کمه دخترشونو شوهر دادن من خواستگار خوب ندارم وگرنه منتظر این نمیمونم