من همیشه احترامش رو داشتم هم اون هم پدرم درسم خوندم رفیق باز نبودم و سرم ب کار خودم بوده ولی همش بهم تیکه میندازن.داداشم همه کار کرد مشروب سیگار رفیق بازی.اخرشم خودشو چسبوند به یه دختر پولدار ودرسم نخونده.ازدواج کرد ۲۱ سالگی.حتی رو پدرم دست بلند کرد یه بار.اما پدر مادرم اونو خیلی دوست دارن وقتی از در میاد براش اسفند دود میکنن.واقعا نمیدونم چیکار کردم ک انقدر بی ارزشم
بعد مامانم بهم امشب گفت تو چشم دیدن داداشتو نداری🥲