توروخدا من هنوز تو پارک مشستم چ غلطی کنمسر مادرمم با دوست پسرم دعوا شدیدی کردم چ غلطی کنم مامانم اصلا را نمیده هرچی زنگ میزنم میگ نمیزارم بیای میگ بیا میبزمت روزبه بستری شی ۶ ماه چ غاطی کمم سرده هوام
خلاصه بگم من مادرم طلاق گرفتن پیش مادرم میمونم ۴ ماهه تو خابگاه بودم چون من و را نمیده خونه ی دوست پسر داره پرش میکنه خیلی شده منو بیرون کنه تو زمستون و سرما میموندم بیرون در و وا نمیکرد واسم خابگاه گرفت رفتم چند وقت پیش تصادف کروم اورد خونه منو الان چند روزه سگ شده میگ نگهت نمیدارم نمیخام تو باشی ی ادم بی وجدان سلیطه اس منو میزنه فوش میده ی خواهر ۱۲ ساله دارم دور اون میگزده سر این با خانواره پدری و مادریمم در ارتباط نیستم چون این داستان درست کرد دیشب داد و بیداد کرد ک میخام برم مساافرت ۳ روز برو بیرون اسنپ گرفت امروز جلو خابگاه اونا گفتن باید مادرت بیاد را ندادن برگشتم جلو در زنگ زد بیمارستان روزبه اشنا دازه ک منو بستری کنه ب زور منم رفتم کوچه بغلی الان هرچی میزنگم میگ ننسخام تو باشی برو بمیر بیای میگم ببرنت روزبه
ی دوست پسر دارم خداشاهده چقدر پای بدبختی من موند میومد دنبالم اونم میگ تو دلش چ خانواده ای داری خب هرکی باشه میگ سر این بی ابرو با اونم دعوام شد میخام بمیرممم فقط میخام برم خودمو از پل پرت کنم تنها کس تو زندگی من اونه سر این مامان بیشعور و بی شخصیتم با اونم دعوام شد