گاهیم نا امید ۱۵ سالمه خودم کارای خونه انجام میدم
تک فرزندم ۱۱ سالگی مادرم فوت شد با پدرم زندگی میکنم پدرم هم آدم خیلی خوب و شریفی هست و تا جایی که میتونه تلاش میکنه جای خالی مادرم حس نشه برای خودم مادری هم میکنم دنبال ترحم نیستم واسه اینکه یه اتفاقه که قرار بوده بیوفته چه دیر چه زود ترحمم ازش متنفرم چون چیز درستی نیست نمیخام وارد جزییات شم گفتم که دیگه در این باره سوال پیش نیاد خلاصه که دهم انسانیم اگه بخام حساب کنم در روز وقت خالی زیادی ندارم اما تلاش میکنم لاعقل با این وضعیت جامعه تو ۳۰ سالگی یکم وضعیتم خوب باشه لاعقل من هنوزم حس اینو دارم که لایق افتخار نیستم خیلی خستم خیلی میترسم جا بزنم 💔🙂