دخترپ پنج سالشع ازدواج دومم هست
ههمسرم مرد خوبیه قانون مدار و با حوصله خیلی کم حرف و آرومیه کلن اخلاقش مثل منه اونم ازدواج دومش هست تو زندگیش سختی کشیده و همسر سابقش بهش خیانت کرد
قرار سال بعد دخترم برای همیشه پیش ما باشه
تایمی ک دخترم پیش ما بود همسرم خیلی محبت میکرد ب دخترم میگفت باید عادت کنی بمن بگی بابا
یا میگفت باید نینی بیاریم با هم بزرگ بشین
خلاصه همسرم ساعت هشت صبح میره سر کار نه شب میاد خیلی زحمت کش و زرنگه
کم کم دخترم بزرگ میشه خوب از نظر شرعی چطوری بعۻیها پدر خودندگی یا فرزند خوندگی میشن
برام خیلی مهه دوستان