سلام ...شاید یه سری ها منو بشناسن
من شهرزادم ۱۲ ساله ازدواج کردم و همسرم ناباروره و تمام این ۱۲ سال جنگیدم تا از هر روشی باردار بشم و کلی هورمون و چیزای دیگه به بدنم وارد کردم
توی این ۱۲ سال فقط بی توجهی دیدم و مدام خودم رو و وجود خودم رو یادآوری کردم...مدام تولدم رو یاد آوری کردم و امسال که نکردم اونم فراموش کرد....
متوجه شدم هیچوقت مهم نبودم...بخاطر شغلش موقع مریضی هام اکثر اوقات ازم دور بود اما حتی با یه تماس حمایتم نکرد...در واقع اون هیچوقت نگران من نشد ...هیچوقت
دیروز جراحی دندون داشتم و همینکه وارد اتاق شدم اون منو رها کرد و رفت پایین جای ماشین واستاد و حتی با خودش نگفت شاید نیاز باشه کنارم باشه که از پله ها بیام پایین ...دفه قبلم تنهایی رفتم....
دیروز اومدم پایین دیدم داره توی اینستا میچرخه و اصلا یاد منم نیست
همین اتفاق یه جرقه زد که وارد سامانه طلاق توافقی بشم و ثبت نام کنم چون به این فکر کردم من توی این ۱۲ سال هیچوقت اولویت نبودم و فقط کاری رو انجام داده که من خواستم...
دیشبم تا صب راحت خوابید و حتی حالمو نپرسید و مدام از بی توجهی خودش دفاع میکرد و براش دلیل میآورد
نمیدونم طلاق چجوریه؟ اما میدونم من همین الانشم توجه کسیو ندارم و فقط زحمتش برای منه و کلی آسیب که بخاطر اون به بدنم زدم و حتی یکبار تشکر نکرد ....نه خودش نه خوانوادش