یک روز می آیی ک من دیگر دچارت نیستم........ازصبرویرانم ولی،چشم انتظارت نیستم.........یک روز می آیی ک من ن عقل دارم ن جنون..............ن شک ب چیزی ن یقین مست و خمارت نیستم.........شب زنده داری میکنی،تاصبح زاری میکنی........تو بی قراری میکنی،من بی قرارت نیستم......پاییز تو سرمیرسد قدری زمستانی و بعد.......گل می دهی،نو میشوی،من در بهارت نیستم.......🫵🫵🫵🫵
قبلا چند بار رفتم ولی میگفتن هیچی نیستولی امکان ندارهاین همه درد
پس از معدته
یک روز می آیی ک من دیگر دچارت نیستم........ازصبرویرانم ولی،چشم انتظارت نیستم.........یک روز می آیی ک من ن عقل دارم ن جنون..............ن شک ب چیزی ن یقین مست و خمارت نیستم.........شب زنده داری میکنی،تاصبح زاری میکنی........تو بی قراری میکنی،من بی قرارت نیستم......پاییز تو سرمیرسد قدری زمستانی و بعد.......گل می دهی،نو میشوی،من در بهارت نیستم.......🫵🫵🫵🫵
البته من دهه هشتاد اینطوری میشدم دکتر معده و اینا همه میگفتن اعصاب هست اون موقع زیاد روانپزشک اینا مد نبود دیگه یه پزشک عمومی بهم گفت هر وقت حالت بد بود یه نصف الپرازولام بخور خوب میشی
اسید معدم هم میزد بالا دکتر گوارش پنتوپرازول میداد اوکی بودم
خلاصه دیگه یه ذره زندگی اروم شد حالم بهتر شد بعد درس و دانشگاه
سعی کن کشف کنی چه مواقعی اینجوری میشی . مثلاً من هر وقت حرص غصه بخورم یا گریه کنم فرداش قلبم درد داره . وقتی آمپول تقویتی بزنم یا بخورم همون شب از تپش قلب بیدار میشم . دکتر رفتم گفت دریچه ی قلبم شل شده یه قرص داده انگار نه انگار