داشتیم از مهمونی بر میگشتیم تو روستامون .از همون جایی ک نشستیم تو ماشین اینا داشتن راجب جنو این چیزا حرف میزدن.. بعد یجایی هست خیابونه اسفالته بعد یه پل کوچیکمیخوره میره سمت صحراا.، بعد دیدم ی چیز قددد بلند سر تا پا مشکیی کلا بعد باهاش پرانتزی بود خداشاهده ب جون مامانم خیلیی ترسناک بود دقیقااااا پاهاش پرانتزی بود از رو پله رد شد رف تو دارو درختااا
عزیزم یادت باشه کهاگر برای تو مُقدر باشد؛ از هفت آسمان هم عبور میکند تا به تو برسد🩷🌸
بچه ها باورتون نمیشه! برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.
ببین دقیق نتونستم بیینم چون خیلی زود از پل رد شد رفت فقط تنها چیزی ک خیلیی توجهمو جلب کرد پاهاش بود .. ندیدم سم باشه هاا ولی پرانتزی بود خیلییم وحشتناک پرانتزی بود بعد انگار مثلا شبیه این پسر لاغررر استخونیاا هستن شلوار اسکینس تنگ میپوشن اونطوری بود بعد قد بلند
عزیزم یادت باشه کهاگر برای تو مُقدر باشد؛ از هفت آسمان هم عبور میکند تا به تو برسد🩷🌸