من همیشه بهش حسودیم میشد چون شوهرم خیلی بهش محبت میکرد. حتی اینجام تاپیک زدم گفتین مادرشه و فلان
حالا فهمیدم اون بیشتر به من حسودی میکنه
شوهرم دست میندازه گردن من
اونم دست پدرشوهرمو میندازه دور خودش
شوهرم منو میبره خرید اونم بزور پدرشوهرمو میبره بیرون
(عقدم) شبایی ک تو ی اتاق با شوهرم میخوابیم صبحش میاد شوهرمو بغل میکنه قربون صدقش میره یا از گذشته اش ی چیزی میگه ک من حرص بخورم
جاهایی که میدونه من حرص میخورم الکی به حرفای شوهرم میکنه شوهرمم میبینه مامانش خوشش میاد بیشتر چرت و پرت میگه
مثلا خودشو میزنه به مریضی شوهرم بهش توجه کنه الکی گریه میکنه
من همه طلاهامو فروختم دادم خونه بسازیم
تازه دوتا تونستم النگو بخرم اصلا خوشحال نشد فقط گفت راس میگین طلاس؟ مبارکه.
بنظرتون چیکار کنم چجوری رفتار کنم با این رفتارا؟؟