2821
2789
عنوان

بارداری

179 بازدید | 33 پست

بچه ها من هشت هفتمه شوهرم هیچ وقت خونه نیست تا یک شب بیرونه پیش دوستاش من همش تنهام نه هم صحبتی هس نه محبتی هیچییییی

بعد دیشب ب دروغ ب همسرم گفتم من لکه بینی دارم ک مثلا بهم محبت کنه یا بیشتر کنارم باشه اصلاااااا سرشو حتی از تو گوشی بیرونم نیاورد یا مثلا بگه پاشو بریم دکتر...چرا آخه

سلام دخترا، من چند ساله از سامان‌لعیا خرید می‌کنم و همیشه هم از کیفیت و تنوع کارهاش راضی بودم. چون اینستا نیست، الان کانالشون رو توی بله فعال کردن و بیشتر مدل‌هاشون رو اونجا می‌ذارن با تخفیف و شرایط اقساطی.

گفتم اگه کسی دنبالشون می‌گرده، از اینجا می‌تونه پیداشون کنه

خوب چرا از این آدم اگه راضی نیستی باردار میشی حالا روز به روز بارداریت سخت تر میشه نیاز به حمایت دار ...

ناخواسته ترین بود....

آدما اصلا عوض نمیشن قبل از بارداریم همین بود  تو بارداریمم همینه 

حتی تو اون چند روز جنگم من همش تنها بودم خونه

ناخواسته ترین بود....آدما اصلا عوض نمیشن قبل از بارداریم همین بود تو بارداریمم همینه حتی تو اون چند ...

خوب عزیزم قرص میخوردی نمیشه که همش تنها باشی شکمت بزرگ بشه واقعا کمکی میخوای

خب چی بگم دیگهاینجور موقعیت ها کلا نمیشه زیاد حرف زد چون شرایط خیلی پیچیده اسخودت قصد داری چیکار کنی ...

از این میسوزم بابای صدساله رفیقش مرده بود نمیدونید چیکار میکرد برای دوستش

من میگم لکه بینی دارم حتی سرشم نمیگیره بالا یا جلوش وایمیستم گریه میکنم اصلا براش مهم نیس

خوب عزیزم قرص میخوردی نمیشه که همش تنها باشی شکمت بزرگ بشه واقعا کمکی میخوای

بخدا سه هفته تمام میومد میدید من رو تختم اصلا ب یه ورشم نبود بعد اعتراض میکردم میگفت چرا با بابات نمیری بیرون

از این میسوزم بابای صدساله رفیقش مرده بود نمیدونید چیکار میکرد برای دوستشمن میگم لکه بینی دارم حتی س ...

گلم یه چیزی بگم

بنظرم هیچ کاری نکن

عزیزم مهم نیستی دیگه براش

هیچ کاری نمیتونی بکنی چون اولویتش نیستی و مهم نیست

خیالت راحت

تو هم با کارای دیگه خودتو سرگرم کن

بخدا سه هفته تمام میومد میدید من رو تختم اصلا ب یه ورشم نبود بعد اعتراض میکردم میگفت چرا با بابات نم ...

خوب چرا یه بچه را هم در به در میکنی اخه گناه داره طفل معصوم یه همچین پدری یه را پیدا میکردی ادم بشه اگه نمیشد یه فکری واسه خودت میکردی نه اینکه باردار بشی

عزیزم با شوهرت صمیمی باش و خواسته هات رو رک و راست ولی با لطافت بهش بگو.

خواهر شوهر من چندباری الکی شوهرش رو کشوند خونه به بهانه حال بد، یه بار زردچوبه مالیده بود به صورتش که مثلا رنگش پریده. از بس به شوهرش گیر داده و نقش بازی کرده دیگه واسه شوهرش مهم نیست، حرف همدیگه رو باور نمیکنن، شوهرش چون پول مهریه نداره طلاقش نمیده... البته این خواهرشوهر من کلا کنترلگر و زیادی حرف میزنه. حتی میره خونه مادرش بیشتر از یکی دو روز تحملش نمیکن. خیلی دلم واسش میسوزه.

البته منظورم این نیست که شما اونجورین، منظورم اینه با شوهرتون دوست صمیمی باشین و بی‌تعارف خواسته هاتون رو بگین

2823
2791
2779
2792
پربازدیدترین تاپیک های امروز