با مادرم تنها زندگی میکنیم ، اون شاغله و من دانشجو
21 سالمه ، جدیدا تو خونه افسردگی گرفتم دیگه
دلم میخواد به خودم برسم و حداقل از این حال دربیام
پیش چندتا از آشناهای مطمئن و اقوام که مغازه دارن م خودشون میگن بیا کار کن پیش ما
هردفعه مامانم یه سنگ میندازه تو راهم
حاظره من حسابدار لباس فروشی مردونه بشم
ولی میگه پیش آشنا نرو ابرومو میبری اخلاق نداری
بخدا انقدر مودب و خوش برخوردم خودشون گفتن بیا
همش ب خودش میرسه ؛ تا حرف میزنم میگه پول خودمه ب تو چ ؛ تو پول نداری بخوای ب خودت برسی
همش میگه تو دیگه پیری 😐