بچها ما پنج سال تقریبا ازدواج کردیم دوست نبودیم سنتی اسنا شدیم ی مدت بعد هم ازدواج کردم به اصطلاح خوشمون اومد از هم
خلاصه شوهرم همیشه میگه من دوست دارم
حتی امروز ی صحبتی شد بین عشق دوست داشتن گفت من یکم از دوست داشتن بیشتر دوست دارم
بد دید من خیلی ناراحت شدم هی قسم ایه خورد من عاشقتم
احساس بدی دارم همیشه یه جوری باهام برخورد میکنه بگه من دوست دارم عاشقت نیستم
خیلی ناراحتم خیلی قلبم شکسته است
انقد ناراحتم که حس میکنم خودمو حروم کردم حس خیلی بدیه نمیدونم چیکار کنم