صبح زود من دل درد داشتم نمیدونم چم شده چن روزه بعد از دل درد داشتم گریه میکردم شوهرم خودش صبونه آماده کرد داشت میخورد اصلا نگفت چی کار کنم ک حالت بهتر شه ..بهش گفتم از یخچال یکم واسم عرق نعناع بیار اونم اول رفت دستشویی بعد مسواک زد راحت کاراشو کرد بعد لباساشو پوشید موقع رفتن عرق نعناع با لیوان رو حالت افتاده انداخت کنارم سریع رفت سره کار خیلی از کارش ناراحت شدم خیلی زیاد ..قبلن هم مریض میشدم براش مهم نبود زیاد..ولی اون مریض میشه من به فکرشم ..چیکار کنم با این غم 😔