خدایی مردی که چهار ماهه از زن و بچش خبری نمیگیره انتظار داشتن خونه و زندگی مستقل و دارین💔
میدونه دوسش دارم میدونه مجبور شدم کم آوردم که قهر کردم اومدم خونه بابام ولی بازم درک نمیکنه
آخه جز خونه جدا چی خواستم ازت نداری باشه تو بخواه حتی شده ی اتاق فقط جدا بگیریم 💔
این کارش و درک نمیکنم اینکه چون بابام باهاش دعوا کرد آقا غرور گرفتتش 😒
توم مامانت منو دیوونه کرده پس نگو اگه دوسم داشتی تحمل میکردی
ای خدا دارم دیوونه میشم 💔 بعضی شبا این فکرا میاد تو زهنم