2777
2789
عنوان

Girls to Girls

| مشاهده متن کامل بحث + 756 بازدید | 60 پست

من ساکن تهرانم کالسکه شیر ساز و کل چیز های کوچولوم رو از اپ بی‌بی لایف سفارش دادم. راستش اولش برای خرید اینترنتی سیسمونی یکم حساس بودم، مخصوصاً از بابت اصل بودن جنس‌ها، ولی وقتی سفارشم رسید واقعاً خیالم راحت شد 😊

همه چیز دقیقاً همون چیزی بود که توی سایت دیده بودم، بسته‌بندی خیلی مرتب بود و ارسال هم سریع انجام شد. از پشتیبانی هم هر سوالی داشتم خیلی خوب راهنماییم کردن.

در کل تجربه خرید خیلی خوبی داشتم و چیزی که بیشتر از همه برام مهم بود این بود که محصولات اصل و اورجینال بودن. حتماً برای خریدهای بعدی هم دوباره از بی‌بی لایف سفارش می‌دم 💜👶🏻

https://babylifeshiraz.com/app/

هیچوقت به خاطر دختر خوب جامعه موندن از علایق و اهدافتون دست نکشید و روی خواسته های منطقیتون مصمم باشید.

 کاش میدونستم آخرین‌ غروبه، شهرمون جنگه خیابونا شلوغه، دستت تو دستم می دویدیم تو کوچه که ازم گرفتنت با یه گلوله...🕊🩶 برای شادی روح خواهران و برادرانم به آسمان با چشمان گریان می خندم. پاینده باد ایرانِ کورش؛ ایرانِ فَریان ✨️

نمره هام همیشه بالا بوده برای کنکور بورسیه ای نیس میخواستم کلاس انلاین شرکت کنم الان دیدم خیلی گرون ...

آها پشت کنکوری هستی ؟ فکر کردم دانشگاهی عزیزم رشتت چیه؟

چندتا مورد میگم حتما گوش بدید حتماااا

توی عقد نامه حق طلاق رو بگیرید

حق خروج از کشور 

حق ادامه تحصیل 

مهریه تا میتونید بالا بگین 

دخترا حق طلاق خیلی مهمه تروخدا اگه یکی بهتون حق طلاق نداد باهاش ازدواج نکنید تا وقتی این حقو به طور قانونی توی عقد نامه بهتون بده 

و حتی بدتر اسمشون فقط بع خوبیه..افرین عالی گفتی

درسته چون بیشترین ضربه ها رو تو جوانی و بزرگسالی می زنند 

ما همه از بچگی بخاطر مادرامون گارد نسبت به خانواده پدری داریم و انتظار هر حرکتی رو داریم ازشون 

اما مادری درست مثل مال افعی اند 

( به هیچ وجه بچه ها بهشون اعتماد نکنید ، راز هاتون اصلااا بهشون نگید الخصوص به خاله، دختر خاله ، دختر دایی)

وصلتم اصلا باهاشون نکنید که یه مادرشوهر مدل پرومکس گیرتون میاد.

برادرم، کتاب هایی برای من بفرست که پایانی خوش داشته باشند، هواپیمایی به سلامت فرود می آید ، جراح لبخند زنان اتاق عمل را ترک می کند، پسر کور بینایی اش را باز می یابد، عشاق سرانجام یکدیگر را یافته اند، عروسی در راه است، تشنگان به آب می رسند، به نان و آزادی.... ـ بهار جوانی ام که از آن حرف می زدند؛ پاییز بود. و حتی آن هم نه خزان داشت نه باران.تابستان مرده آیی بود نه گرم نه سرد؛ پر از ابر هایی که نمیدانستند چگونه ببارند.شاید برای همین از زمستان نمیترسیدم...و من هنوز به روزنه ی نور آفتاب، که از لای ابر چون کورسوی امید میتابید چشم دوخته بودم، چه بی رحم بود خورشید آرزو که نمی گذاشت به اطمینان تاریکی دنیا ، دل خوش کنم.راستش من همیشه غمگین بوده ام، این غمگینی را حتی در عکسهای دوران کودکیم هم میبینم،این اندوه را، این همیشه آشنا را،من همواره در خودم داشته ام. اندوه چنان شباهتی به من دارد که میتوانم آن را به عنوان هویت بر خود نهم....

ارسال نظر شما
این تاپیک قفل شده است و ثبت پست جدید در آن امکان پذیر نیست

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2844
2843
2834
2835
2108